X
تبلیغات
انجمن علوم تربیتی همدان

               دیـــــــــدگــــــــاه

                        حجت الاسلام و المسلمین

                         حاج شيخ حسين انصاريان

خانواده‌هايي كه ماهواره در اختيار فرزندان مي‌گذارند در روز قيامت جوابي

 براي خدا ندارند.

اگر كسي محرمات خداوند را رعايت نكند هر چه الله‌اكبر بگويد ذكر نيست، 

 گناه به مردم ياد دادن گناه بوده و عملي كه ماهواره‌ها انجام مي‌دهند

 تعليم گناه است.
استاد حوزه با هشدار به خانواده‌ها‌يي كه ماهواره‌ها را به خانه‌ها مي‌آورند، اظهار داشت:

فرزندان امانت خداوند نزد والدين هستند و با در اختيار قرار دادن ماهواره‌ها نزد فرزندان چه پاسخي در روز قيامت به خداوند مي‌خواهند بدهند.


وي رفاقت با قرآن، پيامبر(ص)، ائمه(ع) و آشنا شدن با فرهنگ آنها را زندگي پاك و حيات طيبه ناميد و خاطرنشان كرد: اگر تمام جامعه طبق اين فرهنگ عمل كنند تمام پاسگاه‌ها و دادگستري‌هاي كشور تعطيل مي‌شوند.


انصاريان تاكيد كرد: تمام كارها بايد عطر قرآن، خداوند و اهل بيت(ع) را بدهند.

منبع :کد خبر :TL - 273    



تاريخ : دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 | 17:48 | نویسنده : مرتضی سعیدی |

به نام خدا

            تربیت اسلامی نوجوانان و جوانان

  و رسالت مربیان امور تربیتی


مرتضی سعیدی کارشنا س ارشد علوم تربیتی و مشاوره

در سالهای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، نهاد « امور تربیتی » با هدف گسترش و تعمیق ارزشهای انقلاب اسلامی در نظام آموزش و پرورش كشور شروع به شكل گیری كرد و بر همین اساس شهیدان  گرانقدر رجایی و باهنر در دوران تصدی وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۳۵۹ شمسی اقدام به تاسیس ستادهای امور تربیتی در مدارس كردند تا دانش آموزان را به ارزشهای اسلامی ترغیب و تربیت نمایند.  بر همین اساس آن ها به تأسیس ستاد های امور تربیتی در مدارس كشور تلاش نمودند دانش آموزان را به حرمت نهادن و عمل به ارزش های اسلامی ترغیب نمایند .پاسداری از ارزش های اسلامی و دستاوردهای انقلاب، برنامه ریزی و ایجاد هماهنگی بین عملكرد عوامل تربیتی، توجّه جدی به نقش معلمان  و مربیان امور تربیتی در فعالیت های تربیتی و توجه به نقش دانش آموزان در فعالیت های فرهنگی تربیتی از جمله اهداف ستادهای امور تربیتی بوده است. بر این اساس در جمهوری اسلامی ایران هشتم اسفند ماه روز « امور تربیتی و تربیت اسلامی »، نامگذاری شده است. استمرار و بقای هر جامعه مستلزم آن است كه مجموعه باورها، ارزش ها، رفتارها، دانش ها و مهارت های آن به نسل های جدید انتقال یابد. مهم ترین وسیله این انتقال آموزش و پرورش است و مدرسه مهم ترین و تآثیر گذارترین واسطه انتقال دانش و مهارت فنی است . شهید بزرگوار، رجایی مربیان امور تربیتی را سربازان انقلاب در آموزش و پرورش نامید و بنا به گفته شهید باهنر « مربیان زمانی با انبیا هم صف و با امام عادل هم ردیف هستند كه آموزش را از محتوای تزكیه پر كنند » و چه پر معناست كلام امام (ره) كه می فرمایند: «اگر تهذیب در كار نباشد علم توحید هم به درد نمی خورد.»



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392 | 23:24 | نویسنده : مرتضی سعیدی |

مرتضي سعيدي كارشناس ارشد علوم تربیتی و مشاوره
محيط يادگيري در دوران اوليه كودكي در چهارچوب خانواده، عامل بسيار مهمي در موفقيت و رشد طبيعي و پيشرفت اوست. برخي از محققان معتقدند كه 80 درصد هوش بالقوه تا سن 8 سالگي رشد مي‌كند و حافظه كودك در حدود 9 سالگي بسيار قوي است و بهترين و مفيدترين فرصت براي تمرين و تكرار مطالب و آموزه‌هاي تربيتي بهتري و مفيدترين فرصت براي آموزش آن‌هاست.

 



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392 | 23:19 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
اکبر حاج محمدي: ما گردان 410 بوديم ، از لشکر 41 ثارالله (ع)... صبح آن روز ، به گمانم نزديک ساعت 8 ، سيد حميد ميرافضلي و حاج همت آمدند براي بازديد خط. فرمانده لشکرمان حاج قاسم سليماني و رضا عباس زاده هم بودند. حاج همت را من هنوز درست نمي شناختم. به من گفت بروم پيامي را از بي سيم به يکي از تيپهاي لشکرش ابلاغ کنم و زود برگردم. سيدحميد نشسته بود ترک موتور حاج همت. رفتم ابلاغ کردم و سريع برگشتم. نبودند! نه سيد ، نه حاجي. گفتم: کجا رفته اند؟ گفتند: همين الان رفتند. بعد فهميدم با هم رفته اند به طرف چهارراه مرگ ، توي خود جزيره جنوبي مجنون.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 | 12:31 | نویسنده : مرتضی سعیدی |

عاشق سوخته

پــــــــرده بردار ز رخ، چهره‏گشا ناز بس است     عــــــاشق ســوخته را ديدن رويت هوس است

دست از دامنت اى دوست، نخواهم برداشت     تا مــــــن دلشـده را يك رمق و يك نفس است

همــــــــه خوبان برِ زيبايى‏ات اى مايه حُسن،     فى‏المثل، در برِ درياى خروشان چو خس است

مـــــرغ پــــر سوختــه را نيست نصيبى ز بهار     عـــرصـه جولانگه زاغ است و نواى مگس است

داد خواهـــــم، غم دل را به كجا عرضه كنم؟      كه چو من دادستان است و چو فرياد رس است

اين همـــــــه غلغل و غوغـــا كه در آفاق بوَد      ســـوى دلـــــدار، روان و همه بانگ جرس است

 

                                                  دريا و سراب

مــــا را رهـــــا كنيد در اين رنج بى‏حساب       بــــــــــا قلب پاره پاره و با سينه‏اى كباب

عمرى گذشت در غم هجران روى دوست      مــــــــــرغم درون آتش، و ماهى برون آب

حــــالى، نشد نصيبم از اين رنج و زندگى       پيــــرى رسيد غرق بطالت، پس از شباب

از درس و بحث مدرسه ام حــاصلى نشد       كـــى مى‏توان رسيد به دريا از اين سراب

هــــــــرچه فراگرفتم و هــــــرچه ورق زدم      چيـــــــزى نبود غير حجابى پس از حجاب

هـــــان اى عزيز، فصل جوانى بهوش باش      در پيـــــــرى، از تو هيچ نيايد به غير خواب

اين جـــــاهلان كه دعوى ارشاد مى كنند       در خرقه شان به غير "منم" تحفه‏اى مياب

ما عيب و نقص خويش، و كمال و جمال غير    پنهــــــــان نموده‏ايم، چو پيرى پس خضاب

دم در نــــــى‏آر و دفتــــــــر بيهوده پاره كن       تا كــــــى كلام بيهده گفتــــــــــار ناصواب

تاريخ : شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 | 12:28 | نویسنده : مرتضی سعیدی |

عمليات بزرگ والفجر 8 با رمز يا زهرا (س) در جبهه جنوب در منطقه فاو و در وسعت 800 کيلومتر مربع از بيستم بهمن ماه 1364 آغاز شد.

 در اين عمليات هزاران تن از نيروهاي ايراني از رودخانه خروشان اروند رود گذشتند و در اولين روز عمليات، شهر مهم فاو را در جنوب شرقي عراق فتح کردند.

در فاصله صدور قطعنامه 540 تا قطعنامه 582 چندين عمليات ديگر توسط نيروهاى ايران صورت گرفت كه مهمترين آنها عمليات والفجر 8 بود كه در تاريخ 20/11/64 در منطقه فاو آغاز و منجر به تصرف شهر فاو در خاك عراق و قسمتهاى ديگرى از منطقه مربوطه به وسعت 700 كيلومتر مربع گرديد.

والفجر 8، يكى از موفق ترين عمليات هاى جنگى ايران بود كه آثار نظامى، سياسى و روانى مهمى بر عراق و منطقه و حتى معادلات جهانى در قبال جنگ گذاشت. با اين عمليات ارتباط دريايى مستقيم عراق با خليج فارس ‍ قطع شد و نيروهاى ايران به بصره و مرز عراق با كويت نزديك شدند.

اثر اين عمليات آن چنان بود كه چند روز پس از آن، شوراى امنيت به درخواست عراق و ساير اعضاى گروه هفت اتحاديه عرب تشكيل جلسه داد.

جلسات شورا دو هفته به طول انجاميد و طى آن عده اى از اعضاى اتحاديه عرب و نيز دبيركل اتحاديه (شاذلى قليبى ( در سخنرانيهاى خود ايران را متجاوز خواندند و خواستار اجراى فصل هفتم منشور در مورد جمهورى اسلامى ايران شدند. ايران در بحثهاى شورا شركت نكرد ولى نظرات خود را به طور مستقيم از طريق دبير كل و بعضى از اعضاى شورا مطرح كرد.

به هر حال قعطنامه اى كه در اصل توسط گروه اتحاديه عرب پيشنهاد شده بود، با تغييراتى در عبارات و كلمات در تاريخ 24 فوريه 1986 (5/12/1364) در جلسه 2666 شورا به اتفاق آرا و به نام قطعنامه 582 تصويب گرديد.

در بند چهارم اين قعطنامه آمده بود:

 - شورا درخواست دارد كه مبادله اسراى جنگى ظرف مدت كوتاهى پس از توقف مخاصمات با همكارى كميته بين المللى صليب سرخ انجام گيرد.

براى اولين بار بود كه مساله اسراى جنگى مطرح مى شد و علت آن افزايش ‍ تعداد اسراى عراقى نسبت به تعداد اسراى ايرانى بود.

اين قعطنامه نيز همانند قعطنامه هاى قبلى جنبه توصيه داشت. فاصله زمانى صدور قطعنامه 552 تا قطعنامه 582 يك سال و هشت ماه و بيست و پنج روز و تا قطعنامه 540 دو سال و 3 ماه و 26 روز است .

در خلال اين مدت طولانى، چندين عمليات نظامى از سوى ايران صورت گرفت كه از آن ميان عمليات خيبر و والفجر 8 ، نتايج چشمگيرترى داشتند.

شوراى امنيت به فاصله دو روز پس از شروع عمليات والفجر 8 بحث خود را در مورد جنگ عراق با ايران آغاز كرد كه منجر به صدور قطعنامه 582 شد.

بدين ترتيب مى توان گفت كه عوامل مهم در تعيين زمان صدور قطعنامه582 عمليات والفجر 8 و تصرف فاو به وسيله قواى ايران بوده است. جمهورى اسلامى ايران در اظهار نظر راجع به قطعنامه 582 اعلام داشت :

آن قسمت از قطعنامه كه به كل موضوع جنگ و خاتمه خصومتها مربوط مى شود، ناقص، بى اعتبار و غير قابل اجرا است .

تا زمانى كه شورا قادر نباشد به رغم اعمال نفوذ برخى از اعضاى دائم كه بر اتخاذ مواضع يكطرفه اصرار مى ورزد مواضع عادلانه و صحيح مبتنى بر مسئوليت ادامه جنگ بر عهده شورا است .شورا عراق را در حمله به خاك ايران محكوم نكرده است. قطعنامه به لزوم حل مسالمت آميز اختلافات اشاره دارد، ولى از نقض همه جانبه اين اصل توسط عراق در هجوم به ايران ذكرى نكرده است .

در مورد كاربرد سلاح شيميايى در قطعنامه برخورد ملايم ترى از موضع گيرى قبل شورا (بيانيه آوريل 1985) شده است. شوار در مورد حمله به هواپيماى مسافربرى و تهديدات امنيت هوايى و حمله به مناطق مسكونى مى بايست موضعگيرى محكمترى مى كرد. به هر حال جمهورى اسلامى ايران آماده است در زمينه رعايت مقررات بين المللى با دبير كل سازمان ملل متحد همكارى نمايد.

عراق اعلام داشت چنانچه دولت ايران قطعنامه 582 را رسماً و بدون قيد و شرط قبول و اجرا كند، عراق نيز آماده است آن را اجرا نمايد. به اين ترتيب اين قطعنامه نيز بى اثر ماند.

 

خلاصه عملیات والفجر8

 

مطالب برگزيده - مطالب برگزيده

پس ازعملیات بدر درسطوح عالی جنگ پذیرفته شد که سپاه وارتش ضمن پشتیبانی از یکدیگر هرکدام مستقلا َ طرح ریزی عملیات کنند واجرا نمایند همچنین مدتی پس از این تصمیم امام خمینی سپاه راموظف کرد تا همچون ارتش ازقوای سه گانه زمینی هوایی و دریایی برخوردار باشد البته سپاه هم زمان با عملیات خیبر تشکیل یگان دریایی داده بود،لیکن نیروی دریایی مسئله جدیدی بود .



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه نوزدهم بهمن 1387 | 20:25 | نویسنده : مرتضی سعیدی |

"نبرد شرق بصره"

با شروع عملیات کربلای 4 ، در سوم دی 1365، مشخص گردید که عملیات لو رفته ، و ناگزیر دستور توقف عملیات صادر شد. عراق تحت شرایط جدید در صدد حمله به فاو و بازپس گیری آن بر آمد تا اوضاع سیاسی – نظامی را به نفع خود تغییر دهد. حفظ برتری سیاسی – نظامی جنگ و مقابله با هرگونه رکود در جبهه های نبرد ، ایجاب می کرد که عملیات نظامی با هدف کسب پیروزی ادامه یابد. بنابراین عملیات جدیدی طرح ریزی گردید.




ادامه مطلب
تاريخ : پنجشنبه نوزدهم دی 1387 | 9:6 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
علي‌اصغر آخوندي
بي‌شك فرهنگ عاشورا در ايجاد و تداوم انقلاب اسلامي تأثير فراوان داشته و به فرمايش حضرت امام خميني (ره) ما هر چه داريم از محرم و صفر است و اما در اين گفتار كوتاه به گوشه‌اي از نقش فرهنگ محرم و عاشورا در دفاع مقدس مي‌پردازيم.
براي پي بردن به عمق تأثير فرهنگ عاشورا در دفاع مقدس بايد جلوه‌ها و يادگارهاي دفاع مقدس يعني وصيتنامه‌ها، نوشته‌ها و خاطرات شهدا همچنين تابلوهاي جبهه و جنگ، اسامي اماكن، مقرها، سنگرها، مناطق عملياتي و محورها، لشكرها گردان‌ها، گروهان‌ها و علي‌الخصوص عمليات‌ها و رمز عمليات‌ها و شعرها و شعارهاي جنگ را مطالعه و بررسي كرد.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سیزدهم دی 1387 | 11:48 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
                        مشاوره و تكنولوژي پيشرفته

                                                                                         مرتضی سعیدی

                                                                           کارشناس ارشد علوم تربیتی و مشاوره

تغيير و تحولات جهاني و پيشرفت‌هاي علمي و گسترش تكنولوژي موجب شده است كه انسان كارها و فعاليت‌هاي زندگي خود را سريع‌تر انجام دهد. با استفاده از جديدترين و پيشرفته‌ترين ابزار، كارهاي جاري زندگي خود را در نهايت دقت و سرعت به انجام برساند. پيشرفت‌هاي تكنولوژي ضمن اينكه فوايد و آثار خوبي براي انسان داشته و موجبات خوشبختي او شده است، از سوي ديگر مشكلاتي را نيز در برداشته است كه موجب بروز برخي بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي رواني و تضعيف روابط عاطفي و ارزش‌هاي انساني شده است.



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه سیزدهم دی 1387 | 11:46 | نویسنده : مرتضی سعیدی |

--------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------

                 آزمون پایانی

 

 

 



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 | 22:58 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
اعضاء شورایی انجمن  :

1-  برادر سید  نورالدین فاضل زاده

2-  برادر مجید باقریان

3- جمشید باسره

4-  رضا بیجارچیان

5-  فتح الله مهدوی پژوه

6- علی زارعی

7- مرتضی سعیدی

8- سعید حوله کیان

9- مولود رجبی

10 -  علیرضا نوری

--------------------------------

 

دوره آموزشی و تخصصی ضمن خدمت  با موضوع :

روشهای نوین تدریس فعال یاد دهی – یادگیری

برنامه های آتی انجمن :

1- برگزاری همایش های علمی تخصصی – بصورت  فصلی

2-بازدید های علمی تخصصی

3- برگزاری دوره های آموزشی  و مهارتی و تخصصی ضمن خدمت

4- فرا خوان مقالات علمی و پژوهشی

لازم به توضیح استکه  برنامه ها و دوره های ذکر شده فقط مختص اعضای محترم انجمن است .

-----------------------------------------------

اعضای محترم انجمن :::

  لطفا در صورت علاقه   مقالات و دست نوشته های علمی و پژوهشی خود را

ضمن تایپ در قالب سی دی به آدرس کانون ارسال فرمائید

تا  جهت استفاده  کاربران در وبلاگ قرار داده شود . ( متشکریم )

 

ی



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 | 7:26 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
مرتضی سعیدی

کارشناس ارشد علوم تربیتی و مشاوره

پرورش فضايل اخلاقي يكي از مهمترين اهداف والاي رسالت پيامبران خدا بوده است تا انسان در مسير كمال كه علت غايي آفرينش است، قرار گيرد و پيامبر عظيم‌الشأن اسلام (ص) با اشاره به فلسفه بعثت خويش در حديث معروف:

«انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» بدان تصريح فرموده‌اند:

فلاسفه و انديشمندان حتي پيروان مكتب‌هاي مادي نيز هر يك با بينش و اهداف خاص خود از تربيت و اخلاق سخن گفته و اصول و روش‌هايي را براي آن ارائه داده‌اند كه اين خود بيانگر اهميت و سرنوشت ساز بودن اين مسأله براي انسان، در هر شرايط و همه جوامع است.

اخلاق و تربيت اسلامي، با ويژگي‌هاي خاص و بعد متعالي خود تضمين كننده سعادت انسان‌ها در همه عمرها و ره‌پويان راه كمال است و فراگيري علمي و تخلق عملي به آن، با شيوه منطقي و در چارچوب برنامه‌هاي آموزشي و تربيتي، امري ضروري و لازم است. امروزه با تحولات و تغييراتي كه در اجتماعات انساني ايجاد شده، دگرگوني‌هاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي و زندگي‌هاي ماشيني و تعدد علايق و استعدادها و متغير بودن ارزش‌ها و ... سبب گرديده مسأله مهم «تربيت» و جايگاه و نقش آن بيشتر مورد توجه صاحب‌نظران تعليم و تربيت قرار گيرد، اگر چنانچه فردي به درستي و شايسته تربيت شود مي‌تواند براي خود و جامعه پيرامونش فردي مؤثر و كارآمد باشد و نيز چنانچه فردي وارد عرصه‌هاي مختلف سياست، اقتصاد و فرهنگ و امور مشابه ديگر شود ولي به خوبي تربيت نشده باشد در هر يك از اين عرصه‌ها به خود و جامعه پيرامون خود ضرر و زيان وارد مي‌كند.
تربيت مصدر باب تفعيل از ماده «ربي، يربو» به معني رشد است و تربيت يعني رشد دادن. معناي اصطلاحي تربيت عبارت است از رشد دادن يا فراهم كردن زمينه رشد و شكوفايي استعدادها و توانايي‌ها و به فعليت رساندن قواي نهفته يك موجود، بدين ترتيب تنها به انسان اختصاص نداشته و هر موجود زنده‌اي را كه قابليت رشد داشته باشد شامل مي‌شود. از موارد استعمال اين واژه در قرآن كريم چنين بر مي‌آيد كه در خصوص تربيت معنوي و اخلاقي از واژه تزكيه و مشتقات آن استفاده شده است. «و يزكيهم و يعلمهم الكتاب والحكمه» (سوره جمعه- 2)
معني لغوي تزكيه نيز رشد دادن و اصلاح و پاكسازي است كه ناظر بر پاكسازي از رذايل و آراستن به فضايل و رشد و هدايت و تربيت معنوي است. در روايات نيز از واژه‌هاي تهذيب، تأديب، تنزيه و تطهير ياد شده است.
اين فعاليت مهم و ريشه‌اي يعني تربيت يك رويداد و جريان وحدت طلب است كه بايد بين هدف‌ها، محتوا و روش‌ها و الگوهاي تربيتي و نيز متوليان فرهنگي و امور تربيتي وحدت و هماهنگي منطقي وجود داشته باشد تا اهداف مقدس تربيت تحقق يابد.
در راستاي اهداف آموزش و پرورش، تربيت جرياني منظم و مستمر است كه هدف آن كمك به رشد جسماني، شناختي، ذهني، رواني، اخلاقي و به طور كلي رشد شخصيت پرورش يابندگان براي رسيدن به رشد و تعالي و بالندگي و كسب ارزش‌ها و هنجاري‌هاي مورد پذيرش جامعه و نيز كشف و شكوفا نمودن استعدادها و توانايي‌هاي آن‌هاست.
سابقه فعاليت‌هاي فرهنگي و پرورشي در آموزش و پرورش به نيمه اول سال 1340 ه.ش برمي‌گردد كه متناسب با اهداف نظام گذشته انجام مي‌گرفته كه پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) و تغيير و تحولاتي كه در سيستم آموزش و پرورش ايجاد گرديد، نهاد مقدس امور تربيتي با سازمان و اهداف عاليه و نظامي جديد و ارزشي از بطن انقلاب روييده و با دستان پرتوان و با بركت شهيدان گرانقدر رجايي و باهنر طراحي و به مرحله ظهور رسيد.
پرچمداران اين نهاد مقدس مربيان دلسوز و مخلصي بودند كه با وفاداري و تعهدي كه به انقلاب داشتند عاشقانه به تربيت دانش‌آموزان مبادرت ورزيدند كه به تعبير شهيد بزرگوار باهنر، صادق‌ترين و صميمي‌ترين ياران آموزش و پرورش وارد سيستم آموزش و پرورش شدند تا با جذب ساير همكاران متعهد و معتقد به ارزش‌هاي نظام حركت فرهنگي و تربيتي گسترده‌اي را آغاز نمايند.



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه شانزدهم آذر 1387 | 23:19 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

سردار سرلشگر پاسدار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان

«احمد» در سال 1332 در جنوب تهران چشم به جهان گشود.دوره ابتدایی را در «دبستان اسلامی مصطفوی»گذراند و ضمن تحصیل،در بازار به پدرش كمك می كرد.احمد از همان سالهای نوجوانی،شوق و رغبت خاصی به شركت در كلاسهای مذهبی و قرآن داشت.در آن كلاسها با مظالم و جنایتهای رژیم شاه آشنا شد و از همان نوجوانی،وارد میدان مبارزه با عوامل رژیم ستمشاهی گردید،او پس برای ادامه تحصیل به هنرستان صنعتی شبانه وارد شد و در سال 1351 با موفقیت مدرك دیپلم را دریافت نمود.
حاج احمد در ادامه مبارزات خود علیه رژیم ستمشاهی،در دوران سربازی،به روشنگری سربازان و افشاگری مفاسد رژیم می‌پردازد و پس از پایان سربازی،از سوی یك شركت خصوصی برای مأموریت به خرم اباد می‌رود.در سال 1354 كمیته مشترك به اصطلاح خرابكاری «ساواك»،او را به دلیل فعالیتهایش علیه رژیم،دستگیر و شكنجه می‌كند.وی مدت پنج ماه در زندان «فلك الافلاك» خرم آباد،در سلول انفرادی به سر می‌برد.این زندانها و شكنجه ها،از احمد فردی مجرب و آبدیده می‌سازد و راهی كه انتخاب كرده،را سختر می‌كند.
او پس از زندان فلك الافلاك،نه ماه در زندان عمومی می‌گذراند و با اوج گرفتن موج انقلاب اسلامی،از زندان آزاد می‌شود؛اما آرام نمی‌ماند و نقش رابط و هماهنگ كننده تظاهرات و راهپیماییها را در جنوب تهران به عهده می‌گیرد.بارها تا پای شهادت پیش می‌رود و در روزهای پیروزی انقلاب اسلامی،بویژه 21و22 بهمن 1357 از خود درخشش و توانمندی خاصی بروز می‌دهد.
حاج احمد متوسلیان،پس از پیروزی انقلاب اسلامی،كمیته انقلاب محل خود را تشكیل می‌دهد و پس از تشكیل سپاه،به این ارگان ملحق می‌شود.در اسفند سال 1357،همراه 66 نفر از همرزمانش برای پاكسازی ضدانقلاب،داوطلبانه عازم«بوكان» می‌شود.این گروه مؤمن در یك ضدكمین موفق، حدود چهارصد اسیر و دویست كشته از ضد انقلابیون برجای می‌نهد.از ان پس،احمد به عنوان چهره‌ای مبارز و انقلابی در كردستان شناخته می‌شود.
پس از آن،همراه با شهیدان محمد بروجردی و اصغر وصالی،موفق می‌شوند شهر سنندج را از محاصره ضدانقلاب خارج وپاكسازی كنند.بعد از پاكسازی جاده پاوه ـ كرمانشاه با موفقیت به شهر پاوه می‌رود و سپس با حكم شهید بروجردی،فرمانده سپاه پاوه می شود.ایشان بلافاصله با سازماندهی نیروهایش،با یورشی برق آسا مریوان و مناطق اطراف آن را از لوث وجود گروهكها پاك می‌كند و از این پس،فرماندهی سپاه مریوان به وی سپرده می‌شود.آزادسازی ارتفاعات «دزلی»، كه مشرف بر پنجوین عراق بود،یكی دیگر از دستاوردهای مهارت رزمی حاج احمد متوسلیان به شمار می‌رود.
عملیات «محمدرسول الهه(صلی الله علیه و آله و سلم)»از محورهای مریوان و پاوه،روی منطقه «خرمال» به فرماندهی حاج احمد و حاج همت،در واقع سنگ بنای شكل گیری تیپ 27 محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم)به شمار می‌رود كه طی این این عملیات رزمندگان اسلام با اقتدار به مرزهای بین المللی می‌رسند.
احمد پس از مراجعت از سفر روحانی حج،به دستور فرماندهی كل سپاه،تیپ 27 را تشكیل داده، همراه با لایقترین همرزمان خود در كردستان،به مناطق عملیاتی جنوب می‌رود و عملیاتهای پرافتخار «فتح المبین» و «بیت المقدس» را با موفقیت انجام می‌دهند.پس از ازادسازی خرمشهر،حاج احمد در معیت فرماندهی كل سپاه و دیگر فرماندهان فاتح خرمشهر،به دیدار حضرت امام خمینی (قدس سره) می‌روند و از سوی معظم له مورد تقدی رقرار می‌گیرند.
وی پس از فتح خرمشهر و در اواخر خرداد1361،طی مأموریتی،همراه یك هیئت عالی رتبه سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی ایران،به سوریه و لبنان سفر می‌كند،تا راههای كمك به مردم مظلوم و بی دفاع لبنان را از نزدیك بررسی نماید؛ولی توسط نیروهای یك پست «ایست و بازرسی»فالانژ اسیر و سپس به مأموران رژیم اشغالگر قدس تحویل می‌گردد كه تاكنون از سرنوشت این عزیزان اطلاعی در دست نیست.
آگاهی و شناخت عمیق مسائل سیاسی و اجتماعی و دقت نظر و تدبیر،از ویژگی های بارز جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان بودند.او نسبت به بسیجیان عشق می‌ورزید و برای خانواده شهدا احترام خاصی قائل بود و در هر فرصتی به مزار شهیدان می‌رفت.حاج احمد واقعاَ محب اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام)بود.
امیدواریم این مجاهد خستگی ناپذیر،بزودی به میهن اسلامی بازگردد.

-------------------------------------------

احمد ، ساكش را گوشه اتاق آماده گذاشت و قرآن جیبی ، كتاب و مهر كوچكش را هم توی جیب جلویی آن جا داد و گفت : « اتوبوس صبح زود حركت می كند ، ساعت پنج » و رفت كه بخوابد .
پدر غذایش را نخورده ، رها كرد به كرسی پناه برد . چشمش به طاق بود و حواسش به پنجره اتاق كه رو به كوچه باز می شد . ناگهان لرزش نوری بر دیوار را احساس كرد و همزمان ، لرزش دل خودش را . بلند شد و طوری كه مادر متوجه نشود نگاهی به بیرون انداخت . پیكان سیاه رنگی را دید كه آرام آرام به انتهای كوچه می رسید . پدر مطمئن بود ، سرنشینان از قماش همان سایه ها هستند .
چند ماه از ورودشان به خرّم آباد می گذشت . هر روز ، به ظاهر ، بچه های شركت به كار همیشگی خودشان مشغول بودند . احمد حضور سایه ها را احساس كرده بود . برای همین هوشیار تر عمل می كرد . آن روز ، پرتوانتر از همیشه به خانه بازگشت . همان خانه اجاره ای انتهای خیابان ترمینال . دو تا نان سنگك تازه هم خرید . وقتی رسید ، آقا كریم هم آمده بود . سرمای سمج و موذی افتاده بود زیر پوستش و تمام تنش مور مور می شد . كنار بخاری دیواری ، یك لیوان چای داغ خورد و دست به كار شد . دو نفری اعلامیه های چاپ شده را بسته بندی كردند و كنار گذاشتند . احمد یك ساعت فرصت داشت متن سخنرانی نوار را پیاده كند تا چاپ اعلامیه جدید را شروع كنند . آقا كریم ، همین طور كه محلهای پخش اعلامیه را مشخص می كرد ، گفت : « به لطف خدا تشكیلات فعالیت موفقّی داشته . سازماندهی تو هم احمد آقا ، دقیق بود و سریع . ساواك تا به حال نتوانسته كاری از پیش ببرد . »
احمد ظبط را روشن كرد و سراپا گوش شد . صدای « آقا» توی فضای كوچك اتاق طنین گرمی داشت . آرامشی دلچسبی توی صورتش پیدا شد . رو كرد به كریم و پرسید :
« امشب خیال نداری سری به خانه بزنی ؟ »
كریم روپوش دستگاه تایپ را برداشت و قبراق و سرحال گفت: « نه ! امشب از خانم و بچّه ها مرخصی گرفتم ! فرصت خوبی است كه تا كارهای بیشتری را تمام كنیم . راستی سید هم می آید . پیغام داده كه برای توزیع ، مشكلی ندارد . خواسته جلسه هیأت شب جمعه را هم منزل او برگزار كنیم . »
احمد می خواست بگوید : اگر توی خانه سید جمع نشوند بهتر است ؛ اما نگفت . گرچه سید خیلی از خطرها را به جان خودش می خرید . كریم هم كمتر از او نبود . حواسش را شش دانگ جمع كرد . گوشش را سپرد به صدای آقا و شروع كرد به نوشتن ...

---------------------------------------------------دیدار

دقیقاً نیمه شب بود كه به « مریوان » رسیدم . پیكانی كه به طرف سنندج می رفت ، از سه – چهار كیلومتر مانده به شهر ، خراب شد و ناچار شدم بقیه راه را پیاده بروم . زیاد هم بد نبود ! برای من كه گزارشكر بودم و دنبال حوادث و خبرهای تازه می گشتم ، خودش یك گزارش درست و حسابی از وضع امنیت جاده های كردستان به حساب می آمد . شنیده بودم از وقتی
« حاج احمد متوسّلیان » ، فرمانده سپاه مریوان شده ، این منطقه امن و امان است . ولی باور كردنش چندان آسان نبود ؛ تا همین امشب كه به چشم خودم می دیدم . پس از مدّتی پیاده روی كنار جاده نشستم و كیفم را كنارم گذاشتم تا خستگی در كنم . نسیم خنك شبانه ، خبر آز آمدن پاییز می داد . به زودی این تپّه ها و كوههای سرسبز ، زیر پوشش ضخیمی از برف و یخ پنهان می شدند . زمستان « مریوان » ، همراه توفانهای شدید و بادهای سرد گزنده ، صبر و طاقت زیادی می خواست . راستی حاج احمد متوسّلیان كه بچّه تهران بود ، چطور توانسته بود از درس و كار و زندگی در محیط بزرگ شهری ، دل بكند و بیاید اینجا ؟ به این روستای دور افتاده كه مركز فقر و توطئه ابرقدرتهاست.» كردستان در رأس مثلث قرار دارد . برای همین ، حاضر بود و زندگیش را به پای پاكسازی این منطقه بگذارد . عرق تنم كه خشك شد ، احساس سرما كردم . دكمه های اوركتم را بستم ، كیفم را برداشتم راه افتادم .
توی خیابانهای شهر پرنده هم پر نمی زد . یاد روزهایی افتادیم كه در مریوان دوازده پاسدار را سر بریدند . پا تند كردم تا زودتر خودم را از شرّ سرما و افكار موذی خلاص كنم !
ساختمان سپاه پس از میدان اصلی شهر بود . به نگهبانی كه رسیدم ، ایست داد . كارت شناسایی ام را نشان دادم و كیفم را جلویش گذاشتم ، پرسید :
« این طرفها چه كار داری ؟ »
- « سه روز مأموریت برای منطقه كردستان گرفته ام و بعد زحمت را كم می كنم . » ) خندید : « خوش آمدی .»
- « راستی حاج احمد را كجا می توان بیبنم ؟ »
یك استكان چایی داغ را تعارفم كرد : « همه جا و هیچ جا ! خیلی توی نخ حاجی نرو . از عكس و مصاحبه اصلاً خوشش نمی آید . » بعد هم خوابگاه را نشانم داد . تشكّر كردم و راه افتادم . دعا كردم پیش از تمام شدن مأموریتم ، حتماً حاج احمد را ببینم

----------------------------------------------------------------------

احمد متوسليان پديده ي خارق العاده اي بود كه از اكتشافات محير العقول نهضت حضرت روح الله محسوب مي شد . سپاه پاسداران و كلا نيروهاي مسلح ، چنين ابرمردي را تنها براي يك بار تجربه كردند . در عرض مدت كوتاهي ، آوازه ي او زهره ي ضد انقلاب را در كردستان مي تركاند . هم رزمانش با ديدن او هم استخوان لرز مي گرفتند هم عاشقانه مثل پدر دوستش داشتند ... لشكر محمد رسول الله به واقع با رفتن حاج احمد يتيم شد ......



 



تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1387 | 23:49 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
                طليعه

مقام معظم رهبري:

آن كساني كه سعي مي كنند نام ايثارگري، نام جهاد، نام شهادت، نام صبر و پايداري را در كشور ما از ذهنها ببرند، اينها به دشمن ملت ايران خدمت مي كنند. آن كساني كه ياد شهيدان را گرامي مي دارند، اينها هستند كه به ملت ايران خدمت مي كنند. همين روحيه ي صبر شهيدان عزيز شماست كه توانسته است اين ملت را پيش ببرد.
شهداي ما مظهر فضايل انساني بودند. من روزها و شبهاي زيادي را با جوانها در دوران جنگ به سر برده ام و از نزديك شخصيت، هويت و عظمت روحي جواناني را كه بعدها چهره هاي ماندگار شهيد شدند، لمس كرده ام، اينها حقيقتا نمادهاي فضيلت بودند.



تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1387 | 23:44 | نویسنده : مرتضی سعیدی |


تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1387 | 23:41 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 
 
                     نقش روش هاي تدريس فعال و کاربردي در فرايند آموزش
                                      به عنوان کارآمدترين روش مديريت اثر بخش در کلاس
 
عصر کنوني را عصري مي دانند که هدف از آموزش و پرورش تنها انتقال ميراث فرهنگي و تجارب بشري به نسل جديد نيست.بلکه رسالت آموزش و پرورش را ايجاد تغييرات مطلوب در نگرش ها شناخت ها و در نهايت رفتار انسان ها مي داييد.
در اين راستا معلم نقش بسيار مهم و اساسي را بر عهده دارد زيرا علاه بر نقش هدايتي حمايتي تقويتي سازمان دادن به فهاليت هاي يادگيري دانش آموزان و رشد هماهنگ ابهاد وجودي آنان نيز به عهده اوست.
مهلم براي رسيدن به اهداف تعيين شده در فرايند آموزش دو مسير اصلي را در پيش رو دارد استفاده از روش هاي سنتي و غير فعال و يا استفاده از روش هاي تدريس فعال و کاربردي.
علماي تعليم و تربيت پس از سال ها تحقيق و تجربه به اين نتيجه رسيده اند که موثرترين روش آموزش فعال کردن خود دانش آموز است که از طريق روش علمي بهتر ميسر مي گدد.يهني دانش آموز به کمک تفکر و قواي ذهني خود که در فطرت هر انساني نهفته است(مانند کنجکازي حدس مقايسه نتيجه گيري تصور تخيل و ...)مي تواند مشکلي را شناسايي و براي آن راه حل را به مرحله اجرا بگذارد و به نتيجه برسد.
در اين نوشتار مختصر سعي بر اين است که نقش روش هاي تدريس فهال و کاربردي در فرايند آموزش در حد توان تبيين گردد.اميد است مورد قبول حق قرار گيرد.
چون عنوان مقاله نقش روش هاي تدريس فعال و کاربردي در فرايند آموزش به عنوان کارامدترين روش اثربخشي در کلا است ابتدا تعريفي از روش "روش تدريس فعال"و "روش تدريس غير فعال "ارائه مي گردد
تعريف روش
روش در مقاسل واژه لاتيني متد به کار رفته است واژه متد در فرهنگ فارسي معين و فرهنگ انگليسي به فارسي آريان پور به روش شيوه راه طريق طرز و اسلوب معني شده است.به طور کلي راه انجام دادن هر کاري را روش گويند.روش تدريس نيز عبارب از راه منظم با قاعده و منطقي براي ارائه درس مي باشد.
تعريف روش تدريس فعال
روش تدريس فعال به روشي اطلاق مي شود که در آن دانش آموزان در جريان آموزش نقش فعالي به عهده دارند و معلم نقش راهنما و هدايت کننده را ايفا مي کند تعامل دوطرفه بين دانش آموزان و معلم وجود دارد.
تعريف روش تدريس غير فعال
روش تدريس غير فعال به روشي اطلاق مي شود که در آن معلم نقش اساسي بر عهده دارد و مطالب را غالبا به شيوه شفاهي بيان مي کند و معمولا متکلم وحده است و دانش آموزان شنونده مطالب مي باشند.
تاريخچه روش هاي تدريس فعال
با نگاهي به تاريخ تعليم و تربيت جهان مي بينيم در زماني که آموزش و پرورش هنوز شکل رسمي نيافته بود انسان ها فنون دانش و مهارت هاي لازم را به طور تجربي مي آموختند و شخصي به اسم معلم و شخص ديگري به اسم دانش آموز و مکاني به عنوان مدرسه يا کلاس درس وجود نداشت بلکه هر فردي که مطالب يا فنون بيشتري مي دانست به مثابه معلم و کسي که مي خواست چيزي ياد بگيرد دانش آموز بود.طبيعت هم به عنوان مدرسه يا کلاس درس قلمداد مي شد.
در حقيقت روش تدريس فعال به کار گرفته مي شد.بنابراين مي توان گفت که قدمت به کارگيري روش هاي تدريس فعال به قدمت آموزش و پرورش غير رسمي مي رسد.درگذشته افرادي همچون سقراط ژان ژاک روسو جان ديوبي ژان پياژه و برونر اهميت روش هاي تدريس فعال را درک نموده از آن استفاده مي نمودند.
روش هاي تدريس فعال از ديدگاه اسلام
در روش آموزش اسلامي تکيه بر پرورش فکري و پرهيز از تقليد و تکرار مطالب بدون درک صحيح آنها مطرح مي باشد.چنانکه علي(ع)مي فرمايد ارزش درک و فهم مطالب به مراتب بهتر از تکرار و خواندن است.اگر اصول دين را که از مهم ترين مسائل آموزشي دين اسلام است بررسي کنيم مي بينيم اصول دين تقليدي نيست.اين بدان معني است که هر فرد بايد مسائل ديني را هم از طريق اجتهار و هم با استقلال فکري درک کند.استار شهيد مطهري در تاکيد اسلام بر پرورش فکري و پرهيز از تکرار مطالب بدون درک صحيح آنها اشاره مي کند علم افراد ممکن است دو گونه باشد دانسته هايي که فرد حفظ کرده است علم مسموع و دانسته هايي که حاصل تجربه و تحليل فکري است علم مطبوع.افرادي هستند که به نحوي تربيت يافته اند که آن نيروي مطبوعشان به حرکت در نيامده و پرورش نيافته است.اين افراد نسبت به آموخته هاي خود حکم ضبط صوت را دارند و از تجزيه و تحليل مطالب و حل مسائل عاجزند عالمي که فقط در پاي منبر نشسته و سالها مطالبي را گوش کرده است و عالمي که خود به جستجوي اطلاعات و مطالب پرداخته و مسائل را تجزيه و تحليل کرده و ورزيده شده است.عالم واقعي همين شخص است. مرحوم علامه محمد تقي جعفري تعقل در تربيت اسلامي را فوق العاده با اهميت تلقي کرده آن را به سه ماده اساسي تحليل نموده است ماده اول تعقل که بايد تقويت شود عبارت است از تفکر هدف دار با انطباق قوانيني که صحت آنها اثبات شده است.اين ماده در قرآن مجيد با عبارات گوناگون مؤکدا مورد تذکر قرار گرفته است.با کلمه تفکر در 16آيه با کلمه عقل در 49آيه با کلمه لب به معناي عقل ناب و تعقل عميق در 16آيه با کلمه فقه در 15 آيه...
ماده دوم عبارت است از موضوعات و قضايايي که بايد ذهن نونهالان و ميانسالان و حتي کهنسالان با اختلاف در کميت و کيفيت آنها بر حسب مقاطع عمر درباره آنها تعقل کند.
ماده سوم تصفيه و تثبيت آن قوانيني که فعاليت عقلاني بايد بر طبق آنها به جريان بيفتد.
بنابراين در اسلام روي تعقل و تفکر در امور بسيار تأکيد شده است و ساعتي تفکر بالاتر از هفتاد سال عبادت به شمار رفته است.
اسلام بر پرورش فکري و فعال بودن دانش آموز در جريان يادگيري تأکيد فراوان دارد.
((...به هر حال فکر نمي کنم اين مسئله جاي ترديد داشته باشد که در آموزش و پرورش هدف بايد رشد فکري دادن به متعلم و به جامعه باشد تعليم دهنده و مربي هر که هست معلم است خطيب است واعظ است ...بايد کوشش کند که (به شخص)رشد فکري يعني قوه قدرت تجزيه و تحليل بدهد نه اينکه تمام همتش اين باشد که بياموزند ،فرا گيرند ،حفظ کنند ،در اين صورت (حاصل کار او )چيزي نخواهد شد.
 
ضرورت به کارگيري روش هاي تدريس فعال
چهار اصل پيشنهاري کميسيون بين المللي تعليم و تربيت
کمينيون بين المللي آموزش و پرورش در طول زندگي به چهار ستون استوار است يادگيري براي دانستن ياگيري براي انجام دادن يادگيري براي باهم زيستن و يادگيري براي زيستن.
يادگيري براي دانستن
يعني ياد گرفتن روش يادگيري و استفاده از فرصتهايي که آموزش و پرورش در طول زندگي فراهم مي آورد اين فرصت ها نه يکبار بلکه بارها و بارها بايد فراهم آيد.
يادگيري براي انجام دادن
يعني دانش آموزان در حين تحصيل اين فرصت را به دست آورند که توانايي ها ي خود را از طريق تلاش و درگير شدن با تجربه هاي علمي و انجام دادن فعاليت هاي اجتماعي گسترش دهند.
يادگيري براي با هم زيستن
به دنبال تحقق هدف هايي است که انسان ها همديگر را بهتر درک کنند با تفاهم حق شناسي و همبستگي با هم زندگي کنند و در مقابله با مشکلات و بحرانها به طور دسته جمعي مشارکت همکاري و همدردي داشته و غمخوار يکديگر باشند و حرمت کرامت و عطوفت انساني را پاس دارد
يادگيري براي زيستن
يعني شخصيت هر فردي انچنان رشد کند که بتواند خود را هدايت کند تصميم بگيرد و داوري درست انجام دهد اين امر حاصل نمي شود مگر اينکه قواي ذهني قدرت استدلال حسن زيبايي شناسي استعدادهاي جسماني و مهار ت در برقراري ارتباط با ديگران در طول عمر به ويژه دوران تحصيل تمرين و تقويت و تحکيم شود اگر درباره اين چهار اصل پيشنهادي کميسيون بين المللي تعليم و تربيت تامل و تفکر کرده و انگاه بخواهيم انرا اجرا نماييم ايا با شيوه هاي اموزش مستقيم و يا غير فعال مي توانيم اين چهار نوع يادگيري را در مدارس دنبال کنيم روشن است که اين چهار اصل در مدارس نياز به روش هاي فعال و کاربردي در فرايند اموزش دارد بنابراين نظام هاي رسمي اموزش بايد از اموزش هاي مستقيم معلم محور شيوه هاي اطلاع رساني مرسوم دوري کنند و مدارس نيز به تدريج بايد به ميدان تجربه هاي علمي عملي و اجتماعي تبديل شوند
پرورش قوه تفکر و خلاقيت تنها با روشهاي تدريس فعال و کاربردي
اين فرضيه که آب حياتي وجود دارد و کودک با خوردن ان در دم به انساني کامل تبديل مي شود خيالي بيش نيست زيرا انسانها با طي طريق و همراه با تلاش و کسب دانش و تجربه هاي علمي به تدريج به زيور معرفت علوم و فنون اراسته مي شوند و در حين گذر از اين منازل و طي طريق است که نخست بالغ رشيد و عاقل مي شوند و انگاه به تدريج قدم در راه کمال مي گذارند و به منزلگاه اب حيات مي رسند روش هاي تدريس سنتي و غير فعال و به عبارتي معلم محور نمي تواند دانش اموزان را به تفکر وادارد و در انها خلاقيت ايجاد کرده و ان را پرورش دهد به تعبير پائولو فرره يادگيري انفعالي يادگيري به مدل بانکي است دوازده دانش اموز طي يک ثلث به تدريج مطالب را در ذهن خود ذخيره مي کنند و همانها را در امتحان پس مي دهد بهترين نمره به کسي داده مي شود که امانتهاي سپرده شده به صندوق حافظه را به طور کامل و بدون نقصان پس بدهد روش هاي غير فعال و غير کاربردي خلاقيت بالقوه اي که در نهاد هر انساني از بدو تولد گذاشته است را خاموش مي نمايد تنها روش هاي تدريس فعال و کاربردي و دانش اموز محور است که منتهي به پرورش قوه تفکر و خلاقيت در انسانها مي شود ابراهام مظلوم مي گويد خلاقيت توانايي بالقوه اي است که از بدو تولد به همه انسانها داده شده است اما اکثر انسانها اين خصيصه را در دوران فرهنگ پذيري خود از دست مي دهند روانشناسان گشتالي از رشد خلاقيت بيش از همه به حل مساله تاکيد دارند آنان معتقدند حل مسئله گرچه از تجربيات گذشته الهام مي گيرد اما حل مسئله ها به شيوه بديع خلاقانه ممکن است فراسوي تجربيات پيشين فرد حرکت کند روش حل مسئله يکي از روشهاي فعال تدريس مي باشد تماس فعال با محيط زيست طبيعي اجتماعي و فرهنگي در واقع بستر و منابع اطلاعاتي تجربه خلاقانه محسوب مي شود و اگر محيط خانوادگي و تحصيلي کودک درست و غني باشد به همان اندازه خلاقيت کودک بيشتر خوئاهد بود و اين همه تنها با روش تدريس کاربردي و فعال در فرايند اموزش مسير خواهد شد روش تدريس انفعالي و غير فعال دانش اموز را مطيع و سر سپرده معلم مي کند و از بروز خلاقيت افراد جلوگيري مي نمايد کويت پاراول پروک مي گويد در صورتي که دانش اموز مجبور باشد طريقه اي مشخص و محدودي را در ياد گيري دنبال کند به يادگيري نگرش منفي پيدا مي کند و در پايان مطيع و سرسپرده معلم خواهد شد .
ياد دادن موفقيت اميز فقط در پرتو روش هاي تدريس فعال
روزن شاين متفکر تعليم و تربيت مي گويد ياد دادن (درس دادن )خوب از چشمان يادگيرنده پيداست اما ياد دادن موفقيت اميز از گفتار و رفتار ياد گيرنده پديدار مي شود منظور روزن شاين از اين گفته پر معني اين است که بين ياد دادن خوب و ياد دادن موفقيت اميز تفاوت زيادي وجود دارد انسانها هميشه چيزهايي را ياد مي گيرند که با خواستها خصلتها و توانايي هاي خودشان تناسب داشته باشند يا به زندگي انها مربوط شوند تمام رفتارهايي که از انسانها مشاهده مي کنيم بر پايه همين اصل استوارند اگر دانش اموز يا ياد گيرنده بتواند موضوع يادگيري را انطور هضم کند که معني و مفهوم آنرا به خودش زندگيش شهرش مردم و به جامعه اش پيوند دهند نه تنها مطالب را بگونه اي ياد مي گيرند که هرگز فراموش نکند بلکه ميزان علاقه اش به يادگيري بيشتر و بيشتر خواهد شد و به جستجوي اطلاعات تازه تر خواهد رفت براي رسيدن به اين امر بايد از روشهاي تدريس فعال و کاربردي استفاده نمود اما اگر ياد دادن ها درسها به گونه اي باشد که ياد گيرندگان دانش اموزان وادار شوند از خود رفتاري نشان دهند که هرگز به مفهوم واقعي آن پي نبرده اند يا به روشهايي عمل کنند که به وجود خودشان و يا درون خودشان ارتباطي برقرار نکنند احساس خواهند کرد فردي بيهوده و بي ثمر هستند يا بازيچه دست معلم و پدر و مادر خود قرار گرفته اند چون هيچ انگيزه اي در انها بوجود نيامده است هر يادگيرنده دانش اموز با درگير شدن مستقيم با مطالب يادگرفتني درس چنان مي اموزند و به يادگيري ها باورهاي عميق مي رسند که بي درنگ در جهت اگاهي هاي تازه تر و بيشتر گام برمي دارد و مي خواهد باز هم بداند
خانم ملک سيما احمديخ که سالهاي متمادي در مدرسه دخترانه تيزهوشان تهران مشغول به خدمت بوده اند ضمن اشاره به شرکت دانش اموزان در يک جلسه علني دادگاه چنين اورده اند
علاوه بر تاثيرات مثبت تربيتي که بچه ها از بازديد دادگاه دريافت کرده بودند نکات جالب ديگري نيز در حاشيه اين بازديد جلب نظر مي کرد زيرا در پايان بازديد از بارزترين سوالاتي که از طرف دانش اموزان مطرح مي شد دريافت اشکالات اخلاقي خودشان بر اساس شناختي بود که مربي هايشان نسبت به انها داشتند و پاره اي از انها با صداقت نسبت به نقاط ضعف خود از قبيل کينه توزي عصبانيت زود رنجي و مسائلي مانند اين اعتراف مي کرددند...
در پايان بازديدهايي از اين قبيل بود که مربيان گروه فعاليت هاي اجتماعي اين حقيقت را لمس کرديم که مي بايستي دروس و مفاهيم اجتماعي نيز به روش بقيه دروس آزمايشگاهي و تجربي در ميدلن وسيع و بزرگ جامعه لمس شده و به اصطلاح با چشمان دقيق و نکته سنج بچه ها به زير ميکروسکوپي به طول و عرض زمان ها و مکان هايي که ان ها در ان زيست خواهند کرد کشانده شود.
نقش روش تدريس فعال در زندگي يک دانشمند ايراني
وقتي از مرحوم دکتر هشترودي سوال شد از کي فهميديد که در رياضيات صاحب چنين استعداد شگرفي هستيد ، پاسخ داد : وقتي که در درس رياضي تجديد شدم و بر حسب تصادف معلم من عوض شد .
و چنين ادامه دادند : من در کلاس ششم آن قدر در رياضي ضعيف بودم که هميشه معلم مدادها را لاي انگشتانم مي گذاشت و فشار مي داد شايد تنبيه شوم و فکري به حال درس رياضي خود کنم و اضافه کردند که هنوز هم جاي درد آن مدادها را احساس مي کنم .
ايشان گفتند : در آن سال تحصيلي به خصوص ، تابستان شرايطي پيش آمد و ما به دماوند رفتيم . در آن جا مادرم از معلم ديگري که تصادفا آمده بود تابستانش را در آن جا بگذراند خواست تا مرا درس بگويد . درس گفتن او همان و بروز استهداد رياضي من همان . در امتحانات نهايي شهريور ماه بيست گرفتم . نمره ي بيست من آن قدر براي معلم اصلي من باور نکردني و عجيب بود که خودش به حوزه ي امتحاني رفته و ورقه ي مرا از نزديک ديده بود و باز هم نمره ي مرا باور نکرده بود ! ... به اين ترتيب سرگذشت من عوض شد و آن شد که ملاحظه مي فرماييد .
 نتيجه گيري
قدمت استفاده از روش هاي تدريس فعال به قدمت ، آموزش و پرورش غير رسمي مي رسد و افرادي همچون سقراط ، ژان ژاک روسو ، جان ديوئي ، ژان پياژه و برونر اهميت روش هاي تدريس فعال را درک نموده و از آن استفاده مي نمودند .
در روش آموزشي اسلام نيز تکيه بر پرورش فکري و پرهيز از تقليد و تکرار مطالب بدون درک صحيح آن مطرح مي باشد و در مورد روش هاي تدريس فعال و کاربردي در فرايند آموزش بسيار تاکيد شده است .
نتايج تحقيقات آموزشي نشان داده است که دانش آموزان از طريق آموزش فعال به سطح بالا تري از درک و فهم نايل مي شوند . يادگيري فعال همچنين در توسعه و ايجاد فرصت هاي بحث گروهي محيطي بسيار مناسب براي دانش آموزان خجالتي فراهم مي آورد .
چهار اصل پيشنهادي کميسيون بين المللي تعليم و تربيت مبني بر " ياد گيري براي دانستن " " يادگيري براي انجام دادن" " يادگيري براي با هم زيستن " " يادگيري براي زيستن " تنها با استفاده از روش هاي تدريس فعال و کاربردي و دوري از روش هاي انفعالي و سنتي امکان پذير مي باشد .
پرورش قوه ي تفکر و خلاقيت و ياد دادن موفقيت آميز تنها با روش هاي تدريس فعال امکان پذير و ميسر مي باشد . فقط آموزش با روش فعال و کاربردي مي تواند دانشمندان خلاقي را در آينده تحويل جامعه و بشريت بدهد .
پيشنهادات
1.اولين مانع کاربرد روش هاي فعال تدريس از طريق سيستم رسمي آموزش و پرورش بر فرد تحصيل مي شود . تعداد دانش آموزان خارج از استاندارد هاي " نسبت دانش آموز به معلم "است .
آموزش و پرورش گرچه از اين امر آگاه است ، اما محدوديت امکانات و تقاضاي آموزش و پرورش به منزله ي يک حق اجتماعي از طرف مردم از يک طرف و پذيرش همه ي دانش آموزان از طرف مدرسه براي تعريف عدالت اجتماعي از طرف ديگر ، امکان تناسب موزون دانش آموز به معلم را براي کاربرد روش هاي فعال تدريس مشکل کرده است . لذا براي انجام اين امر ضروري است به طرق مقتضي اين مشکل مرتفع گردد .
2.براي تدريس با رويکرد روش هاي فعال و کاربردي بينش دانش ومهارت معلم لازم است . لذا بايد مراکز تربيت معلم و ضمن خدمت براي به کارگيري روش هاي فعال و کاربردي در فر آيند آموزش آموزش هاي مورد نياز را به معلمان بدهند .
3.معلمان بايد در شرايط فعلي آموزش و پرورش گام به گام تدريس خود را به شيوه هاي فعال و کاربردي مجهز کنند .
 


تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1387 | 23:32 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
                    

در فرآيند ياددهي و يادگيري بايد محيط كلاس را به نحو مطلوبي سازماندهي كرد

تا از بروز مشكلات جلوگيري شود ، اصلاح و تعديل محيط كلاس

درس مي تواند كم و بيش اين نقش را ايفا كند .



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1387 | 23:29 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

آموزش تدریس فراشناخت (فعال) در محل هنرستان ابن سینا

براساس مباني نظري روشهای فعال تدریس مي توان گفت تدريس فعال،تدريسي است كه در آن رخدادهاي آموزشي به صورت تعاملهاي علمي،عاطفي واجتماعي اتفاق مي افتد.درتدريس فعال وتعاملي علاوه برتوجه به كسب اطلاعات ومهارتها،به فرايند تفكر واهداف اجتماعي آموزش تاكيد فراوان شده است.نظريه پردازان تدريس تعاملي براين باورند كه كه مهارتهاي مهم زندگي از طريق تجارب تعاملي تقويت مي شود.دراين بخش به برخي از ويژگي هاي روشهاي تدريس فعال كه ضرورت استفاده از اين روشها را نمايان مي سازند اشاره مي گردد:

1- در روشهاي فعال تدريس يادگيري عبارت است از تغييرات تجربه بر اثر رفتار يادگيرنده و كسب ساخت جديدي از عمليات ذهني . در اين روشهايادگيري تابع تحول ذهني كودك است.و تحول رواني توضيح دهنده يادگيري است .(كريمی،1373)    

2- يادگيري در روشهاي فعال تدريس  بر پايه اكتشاف و استقرار است . ولذا در اين روشها چگونه يادگرفتن مهم تر از چه چيز يادگرفتن است .در روشهاي تعاملي دانش آموزان روش يادگرفتن را نيز ياد مي گيرند.                                              

3- ماهيت يادگيري، تعاملي است خلاق كه بدون وقفه بين دانش آموز وموقعيت آموزشي در جريان است .همان طور كه پياژه نشان داد،بيش تر آموخته هاي مهم ما حاصل تعامل باديگران است. درروشهاي فعال تدريس آنچه دانش آموزان انجام مي دهد ، سبب يادگيري مي شود. يادگيــرنده بر اثر تاثـير خود بر محيــط وواكنش فعال در برابر عمل محيط به پيـشرفت دست مي يابد .

4- معلمان فعاليتهاي يادگيري از طريق تعاملي را به گونه اي سازمان مي دهند كه دانش آموزان حقيقتا به يكديگر وابسته باشندوهيچ يك از اعضاء گروه نمي تواند موفق شود مگر اين كه تمام اعضاءموفق شوند. شعار كلاس تعاملي وهمياري اين است: يا همه نجات مي يابيم يا همه غرق مي شويم.(اليس و والن،1379)لذا در اين روشها جنبه هاي منفي رقابت دانش آموزان از بين مي رود.

5- يادگيري واقعي در اين روشها عبارت است از فرايند تغيير دادن ادراكات جديد براي همخوان كردن آنها با ساختهاي شناختي فعلي از يك سو و تغيير دادن ساختهاي شناختي براي همخوان كردن آن با ادراكات جديد .

6- يادگيرنده منبع اصلي تحول خويشتن است .يادگيري فعاليتي است كه از فراگيرنده سر مي زند و دايما در حال تحول است . ولذا يادگيرنده هم تجربه را تغيير مي دهد و هم خود  را براساس تجربه تغيير مي دهد .

7- فرايند يادگيري در زمان انجام دادن فعاليت دانش آموزان فرايندي خودگردان ، خودفرمان ، خودنظم جو و خودرهبر است.

8- در روشهاي فعال تدريس يادگيري از ثبات وپايداري بيشتري برخوردار است. دانش آموزان اغلب در سطوح بالاترحيطه شناختي درگير مي شوند.و اكتسابات يادگيرنده در عمق حيطه هاي عاطفي و رفتاري نيز رسوخ مي كند .ديويد جانسون(1989) معتقد است: وقتي آنچه را فرامي گيريد براي ديگري توضيح دهيد يادگيري شما بسيار بيشتر از زماني است كه يادگيري فقط از طريق گوش كردن يا خواندن چيزي به تنهايي انجام مي شود.

 9- در تدريس تعاملي بيشتر بر انتخاب آزاد معيارهاوارزشها براي رسيدن به حقايق علمي-اجتماعي براساس فعاليتي مردم سالارانه تاكيد مي شود.لذا سه اصل آزادي،مسئوليت وانتخاب نقش اساسي در اين روشها بازي مي كنند.(شعبانی،1382)

10- در تدريس فعال وتعاملي هدف كسب حقايق علمي از طريق تحقيق،تفكر،مباحثه واستدلال منطقي،اصلاح وتقويت درك وفهم مهارتهاي تفكر است.روشهاي تعاملي فرصت مناسبي براي يادگيرنده ها ايجاد مي كنند،تا بتوانند بر تجربه هاي خود،بازتاب داشته باشند ودرنتيجه،قادر شوند تا تضادهاي بين فهم ودرك هاي موجود خود را با تجربه هاي جديد،حل كنند وفهم و درك هاي بديل را در نظر بگيرند.(لانيال لاكروكس،1383)

11- روشهاي تدريس فعال به اصلاح وتقويت مهارتهاي همكاري واحترام به انديشه هاي ديگران،پرورش تفكر انتقادي وتحمل انديشه هاي مخالف منتهي مي گردد.وقتي دانش آموزان با ويژگي هاي مختلف در يك گروه كاري براي يك هدف مشترك كار ميكنند،آنها نسبت به يكديگر علاقه واحترام پيدا مي كنند.يادگيري از طريق همياري از سويي باعث افزايش پذيرش اجتماعي افراد مي شود وازسوي ديگر روابط دوستانه بين دانش آموزان را افزايش مي دهد.(رابرت سالوين،1990)

12- يادگيري از طريق روش فعال در پرورش اعتماد به نفس دانش آموزان بسيار موثر است. دانش آموزان موفقيت ها وحمايت را در گروه تجربه مي كنندوزماني كه دانش آموزان ديگر از آنها سئوال مي پرسند وبه مشاركت آنها احتياج دارند خود را با ارزش احساس مي كنند.

13-همكوشي بوجود آمده در منظومه هاي مبتني بر تشريك مساعي وتعامل بيش از محيط هاي مبتني بر رقابت وفردگرايي ايجاد انگيزش مي كند.دانش آموزان در اين روشها به منظور رضايت دروني فعال شده وكمتر به مشوق هاي معلمان وابسته مي شوند.

14- مهارتهاي مهم زندگي نظير صحبت كردن،گوش دادن،استدلال،وحل مساله از طريق تجارب تعاملي تقويت مي شود. اگر ما براي مهارتهاي اجتماعي لازم،براي يادگيري وكار موثر ومفيد با ديگران ارزش قائل هستيم،بايداز طريق روشهاي تعاملي اين مهارتهاي اجتماعي را آموزش دهيم وانگيزه استفاده از اين مهارتها را ايجاد كنيم.

15- حاصل مطالعات پژوهشي بسياري نشانگر اين امر است كه يادگيري از طريق همياري نسبت به يادگيري انفرادي ويا رقابتي در افزايش موفقيت هاي تحصيلي كودكان به همراه رشد ادراك آنها موثرتر بوده است.(ديويد جانسون،1989)درمقايسه با روش تدريس مستقيم،روش فراگيري از راه همياري كمك موثري در بالا بردن درصد موفقيت دانش آموز وبخصوص بالابردن نمرات امتحان دارد.(كامياب،1374)

16- از نظر دانش آموزان معلمي كه از شيوه هاي يادگيري از طريق همياري در آموزش استفاده مي كند منصف تر از معلمي است كه از اين شيوه ها استفاده نمي كند. واين معلم  را بيش تر دوست دارند.همچنين وقتي معلم از گروه هاي هميار استفاده مي كند مدرسه را بيش تر دوست دارند.(ديويد جانسون،1988)

17-استفاده اسلوب مند ومكرر از روش گروه هاي كوچك تاثير مثبت عميق بر فضاي كلاس دارد،كلاس تبديل به جامعه اي از يادگيرندگان مي شود كه به صورت فعال باهم كار مي كنند تا دانش،صلاحيت ولذت افراد را بالا ببرند.(نيل ديويدسون،1990)

    علاوه براين ويژگيها به دهها مورد ديگر نيزمي توان اشاره نمود.كه به منظور جلوگيري از اطاله كلام از ذكر آنها اجتناب مي گردد.روشهاي تدريس فعال وتعاملي بر رشد آگاهي هاي مربوط به فرايند مردم سالاري و برخي مهارتهاي شناختي از قبيل تفكر و تحليل ارزشها تاكيد دارند . تا امكان مشاركت در رفتارهاي مردم سالارانه رافراهم كنند. در اين روشها سه وجه پويا و فعال كاوش ، وحدت بخشيدن و تعالي در مركز ثقل فعاليتها قرار دارند . و از تعامل اين سه وجه دانش آموزان در يك فرايند فعال فكري به دانش و معرفت همراه با تعالي و ارزش مي رسند. در چنين الگويي، يادگيري يك فرايند تعاملي بين دانش آموزان و محيط با غوطه ور شدن در تضادها و مسائل معما گونه است كلاس درس معمولا منعكس كننده كثرت گرايي ، و بررسي آزادانه مسائل و مناظره و مباحثه درباره تضادهاي گوناگون موجود است .

امید است کلیه همکاران محترم ومعلمان گرامی بتوانندبا بکارگیری روشهای فعال تدریس  به دانش آموزان یاد دهند که چگونه یاد بگیرند.تا از این طریق موجبات فعال شدن دانش آموزان را فراهم نمایند.

نوشته شده توسط کریم سعید شعبانلو

 



تاريخ : جمعه پانزدهم آذر 1387 | 23:5 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

خبرگزاري فارس: در اين نوشتار با بررسي مقوله تهاجم فرهنگي و به تعبير مقام معظم رهبري ناتوي فرهنگي نظام سلطه عليه كشورمان كه امروز مهمترين معضل و مشكل مبتلا به جامعه ماست، قصد داريم راهي را كه در آينده مي بايست بپيمائيم بهتر و روشنتر ديده و مسئولين فرهنگي را به وظايف خطير خود متوجه نمائيد 

بازگشت به گذشته و بررسي آنچه كرده‌ايم انتخاب سياستهاي آينده را سهلتر مي كند. در اين نوشتار با بررسي مقوله تهاجم فرهنگي و به تعبير مقام معظم رهبري شبيخون و ناتوي فرهنگي نظام سلطه عليه كشورمان كه امروز مهمترين معضل و مشكل مبتلابه جامعه ماست قصد داريم راهي را كه در آينده مي بايست بپيمائيم بهتر و روشنتر ديده و مسئولين فرهنگي را به وظايف خطير خود متوجه نمائيم.
نخستين نشانه هاي تهاجم فرهنگي پس از ارتحال حضرت امام خميني (ره) پديدار شد . دشمنان انقلاب اسلامي با توجه به ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي، به خوبي دريافته اند كه براي فروپاشي اين بنيان مرصوص، راهي جز نابودي پايه هاي فكري و اعتقادي آن وجود ندارد، همچنان كه از تصريح بدان نيز هيچ ابايي نداشته و ندارند .

ما با جمهوري اسلامي، مبارزه سياسي نخواهيم كرد، بلكه كار ما صرفاً فرهنگينه و اصولاً استراتژي جديد ما مبارزه فرهنگي است. ما بايد بينش و فرهنگ مردم را عوض كنيم تا جمهوري اسلامي ساقط شود. (شجاع الدين شفا، نويسنده ضد انقلاب در خارج از كشور، كتاب هويت ص 19) از اين روي پس از جنگ تحميلي به ساماندهي يك حركت تهاجمي فرهنگي، عليه نظام اسلامي پرداختند. سرگرم بودن دولت سازندگي به بازسازي ويرانه هاي وسيع ناشي از جنگ تحميلي و غفلت از مقوله فرهنگ ديني و اسلامي نيز، بستر مناسبي را براي اين حركت خطرناك فراهم كرد. تفكر تكنوكراتي و فن سالاري در اين دوره، جايگزين تفكر مبتني بر زهد، اخلاص، پارسايي، ايثار، پركاري و كم توقعي گرديد و ليبراليسم فرهنگي نيز در سايه اين غفلت مجدداً جان گرفت و حركت خزنده خود را به سوي بنيان هاي فرهنگي و عقيدتي مردم آغاز كرد.


در چنين شرايطي رهبر فرزانه انقلاب، اين ديدبان بصير انقلاب، پس از مشاهده نشانه هاي اوليه اين تهاجم، زنگ خطر را به صدا درآوردند و با هشدارهاي مكرر خود به كارگزاران ومسئولين دولت وقت، آنان را متوجه اين نقطه آسيب كردند.


مقام معظم رهبري، در همان ماه هاي آغازين دولت سازندگي، خطاب به مسئولين مربوطه فرمودند:

در حال حاضر، يك جبهه بندي عظيم فرهنگي كه با سياست و صنعت و پول و انواع و اقسام پشتوانه ها همراه است، مثل سيلي راه افتاده، تا با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامي نيست، بسيج عمومي هم در آن جا هيچ تأثيري ندارد. آثارش هم به گونه اي (است) كه تا به خود بياييم گرفتار شده ايم. (مقام معظم رهبري، 7 آذر 1368)

اين هشدار، اولين واكنش مقام معظم رهبري به غفلت احتمالي مسئولين فرهنگي در آينده بود. بخش مهمي از همت رهبري معظم انقلاب در اين مقطع هشت ساله، مصروف بيدارگري ها و توجه دادن عموم مردم و مسئولين فرهنگي و امنيتي به شكل گيري جبهه جديد دشمن، و تهاجم ناپيداي آنها در حوزه فرهنگ، اخلاق و دين؛ و تبيين ابزارها و اهداف اين تهاجم؛ و بيان ماهيت تهاجم فرهنگي و تفاوت آن با تبادل فرهنگي و. . . شد.
مطالعه اين هشدارها با توجه به سير تاريخي آنها، مي تواند خوانندگان محترم را كاملا با فضاي فرهنگي آن روز، و نيز مواضع رهبر معظم انقلاب ونگراني هاي روز افزون ايشان، بيشتر آشنا سازد. در زير با گوشه هايي از اين دغدغه ها و دلواپسي ها آشنا مي شويد.
1- عناصر فرهنگي جامعه - هر كه هستند، هر چه هستند، چه وابستگان به دانشگاه ها، چه وابستگان به حوزه هاي علميه و چه ديگران - بايد بدانند كه امروز دشمن بيشترين همت خود را روي تهاجم فرهنگي گذاشته است. من به عنوان يك آدم فرهنگي اين را عرض مي كنم، نه به عنوان يك آدم سياسي. . . الان يك كارزار فكري و فرهنگي و سياسي در جريان است. هر كس بتواند بر اين صحنه ي كارزار و نبرد تسلط پيدا كند، خبرها را بفهمد، احاطه ي ذهني داشته باشد و يك نگاه به صحنه بيندازد، برايش مسلم خواهد شد كه الان دشمن از طرق فرهنگي، بيشترين فشار خود را وارد مي آورد، كم هم نيستند قلم به مزدها و فرهنگي هاي دين و دل و وجدان باخته و نشسته پاي بساط فساد استكبار - چه غالباً و اكثراً در خارج از كشور و چه تك و توكي در داخل كشور - كه براي مقاصد استكباري قلم هم بردارند، شعر هم بگويند، كار هم بكنند و دارند مي كنند.
نبرد فرهنگي را با مقابله به مثل مي شود پاسخ داد. كار فرهنگي و هجوم فرهنگي را با تفنگ نمي شود جواب داد. تفنگ او، قلم است، اين را مي گوييم، تا مسئولين فرهنگ و كشور و كارگزاران امور فرهنگي در هر سطحي و شما فرهنگيان عزيز - اعم از معلم و دانشجو و روحاني و طلبه و مدرّستان، تا دانش آموزتان و تا كساني كه در بيرون اين نظام آموزشي كشور مشغول كارند - احساس كنيد كه امروز، سرباز اين قضيه شماييد و بدانيد كه چگونه دفاع خواهيد كرد و چه كاري انجام خواهيد داد.

مثل جنگ نظامي، چشم ها را بايد باز كرد و صحنه را شناخت. در جنگ نظامي هم، هر طرفي كه بدون شناسايي و ديده باني و بدون دانستن وضعيت دشمن، چشمش را ببندد، سرش را پايين بيندازد و جلو برود، شكست خواهد خورد. در جنگ فرهنگي هم، همين طور است. اگر ندانيد كه دشمن كار مي كند يا از آن كه مي داند، فرمان نبريد، از فرمانده ي فرهنگي دستور نگيريد، يا او از نيروي شما استفاده نكند و مانور و سازماندهي را درست انجام ندهد، پشت سرش شكست است. (مقام معظم رهبري، 12 ارديبهشت 1369)

2- امروز به نظر من، از همه خطرناك تر در داخل، روش هاي فرهنگي است. . . از اساسي ترين مسايل ما، مسايل فرهنگي است و من احساس مي كنم كه در زمينه ي اداره ي فرهنگ اسلامي اين جامعه داريم دچار يك نوع غفلت و بي هوشي مي شويم - يا شده ايم - كه بايستي خيلي سريع و هوشيارانه آن را علاج كنيم. (مقام معظم رهبري، 14 آذر1369)

3- آن طور كه من احساس كرده ام و از مجموع كارهايي كه دارد مي شود، فهميده ام، اين است كه حمله ي همه جانبه اي سازماندهي شده است. . . آن كاري كه مي خواهند بكنند، اين است كه پشت جبهه ي انقلاب را كلاً در بازوهاي خودشان بگيرند، پشت جبهه ي انقلاب مردمند، خط مقدم مسؤولانند، بعد وابستگان شديد به مسئولين، بعداً هم خيل انبوه آحاد ملت، اين ها فكر كردند كه اگر ما بتوانيم كمندي دور اين خيل انبوهي كه پشت سر مسئولين بيندازيم و اين ها را در اختيار بگيريم، همه چيز حل خواهد شد. . . احساس مي شود كه در سينما، در مطبوعات، حتي در راديو تلويزيون - كه متعلق به دولت است، اما بالاخره عناصر آن طوري در آن جا حضور دارند - در سالن هاي فرهنگي، در جشنواره ها و در جابه جاي مناطق فرهنگي، يك بخش يا يك مهره از آن مجموعه در آن جا حاضر است و دارند كار مي كنند. . . اما حالا سياسي اش هم كرده اند. . . اين كار، كار بسيار خطرناكي است.

البته خطرناكي كه مي گوييم، نه اين كه بي علاج يا صعب العلاج است، نه بسيار سهل العلاج است، به شرط اين كه بيمار و طبيب احساس كنند كه بيماري هست، اگر احساس كردند بيماري است، آن وقت ديگر صعب العلاج نيست، خيلي سهل العلاج است، خطر آن جاست كه من و شما نفهميم كه چنين چيزي وجود دارد و من دارم الان عرض مي كنم ما فرهنگي هستيم، ما اهل تشخيص فرهنگي هستيم، انساني كه در يك فضاي فرهنگي استشمام مي كند، لازم نيست دست بزند يا ببيند تا چيزي را بفهمد، امروز براي من كاملاً محسوس است. اين را هم روزنامه نگاران ما، هم راديو تلويزيون ما و هم دستگاه هاي تبليغاتي ما - مثل وزارت ارشاد و سازمان تبليغات اسلامي و آموزش و پرورش و ديگران - بدانند، امروز مسئله اين است. (مقام معظم رهبري، 23 مرداد 1370)

4- اين كه ما مكرر گفته ايم و مي گوييم كه توطئه ي فرهنگي در جريان است و من آن را به عيان در مقابل خودم مشاهده مي كنم، متكي به استدلال است. شعار نمي دهم، من اين را مشاهده مي كنم. امروز دشمن با شيوه ي بسيار زيركانه اي در داخل، در حال يك جنگ و مبارزه تمام عيار فرهنگي عليه ماست. اين همان مقدمه اي است كه مي خواستم عرض بكنم. . . نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيله ي دشمن است. ما بايد نگذاريم، ما بايد نسل جواني را حفظ كنيم كه اگر جنگ بود دفاع كند، اگر حادثه يي در داخل بود حضور پيدا كند، آن جا كه نوبت علم و تربيت علمي و تحقيقي است، درس بخواند و خودسازي كند، آن جايي كه صحبت آينده است خود را آماده كند، روي اين نسل جوان كه مايه ي تكيه و اميد است دارد به تدريج با شكل ها و شيوه هاي گوناگون، كار و تلاش مي شود، اين تلاش هم عمدتاً فرهنگي است. البته محافلي براي اين كه جوانان را ببرند و آلوده به فساد بكنند وجود دارد كه جنبه ي غير فرهنگي و جنبه ي عملي دارد. ليكن آنچه كه بيش از همه خطرناك است ذهن و فكر و روحيه ي جوان است، اين را بايد دريافت. (مقام معظم رهبري، 25 شهريور 1370)

5- اين مسئله تهاجم فرهنگي كه ما بارها روي آن تأكيد كرده ايم، واقعيت روشني است. با انكار آن ما نمي توانيم اصل تهاجم را از بين ببريم. تهاجم فرهنگي را نبايد انكار كرد، وجود دارد. به قول اميرالمؤمنين (صلوات الله عليه)، «من نام لم ينم عنه»، اگر شما در سنگر خوابت برد، معنايش اين نيست كه دشمنت هم در سنگر مقابل خوابش برده است، تو خوابت برده، سعي كن خودت را بيدار كني، ما بايد توجه داشته باشيم كه انقلاب فرهنگي در تهديد است كما اين كه اصل فرهنگ ملي و اسلامي ما در تهديد دشمنان است. . . ما نبايستي چيزي را كه روشن و واضح است، انكار كنيم. در دانشگاه، در بيرون دانشگاه، حتي در رسانه هاي جمعي ما، در كتاب هايي كه مي نويسند، در ترجمه هايي كه مي كنند، در شعرهايي كه مي سرايند، در برنامه هاي فرهنگي علي الظاهر بي ارتباط به ما كه در دنيا وجود دارد و خبرش را قاعدتاً شما آقايان - كه عناصري فرهنگي هستيد - مي شنويد، همه جانبه آرايش نظامي فرهنگي بسيار خطرناك عليه انقلاب درست شده است و وجود دارد. . . امروز دشمن در مقابل وضع كنوني ما آن ژست و آرايش نظامي صد سال يا پنجاه سال پيش را به خود نمي گيرد. ما بايد آرايش جديد دشمن را بشناسيم، اگر نشناختيم و خوابيديم از بين رفته ايم. (مقام معظم رهبري، 20 آذر .1370)

6- تهاجم فرهنگي، مثل خود كار فرهنگي، اقدام آرام و بي سر و صدايي است. يكي از راه هاي تهاجم فرهنگي اين بوده است كه سعي كنند جوان هاي مؤمن را از پايبندي هاي متعصبانه به ايمان، كه همان چيزهايي ست كه يك تمدن را نگه مي دارد منصرف كنند، همان كاري را كه در اندلس، در قرن هاي گذشته كردند. يعني جوان ها را در عالم به فساد و شهوتراني و مي گساري و اين چيزها مشغول كردند، اين كار حالا هم دارد انجام مي گيرد. . . صداي فرو ريختن ايمان و اعتقاد ناشي از تهاجم پنهاني و زيرزيركي دشمن - اگر شما ملت و عناصر فرهنگي بيدار نباشيد - خداي نخواسته، آن وقتي درمي آيد كه ديگر قابل علاج نيست، جوان جبهه رفته ما را اگر محاصره اش كردند، اگر اول يك ويدئو در اختيارش گذاشتند بعد او را به تماشاي فيلم هاي جنسي وقيح وادار كردند، شهوت او را تحريك كردند و بعد او را به چند مجلس كشاندند، چه خواهد شد؟! وقتي تشكيلاتي وجود داشته باشد، جوان را در اوج نيروي جواني فاسد مي كنند و حالا دشمن دارد اين كار را مي كند .( مقام معظم رهبري، 21 مرداد 1371)

7- من يك وقت گفتم اين ها دارند شبيخون فرهنگي مي زنند. اين راست است، و خدا مي داند كه راست است، بعضي نمي فهمند. يعني صحنه را نمي بينند. كسي كه صحنه را مي بيند ملتفت است كه دشمن دارد چه كار مي كند و مي فهمد كه شبيخون است و چه شبيخوني هم هست!
من در يك جمله ساده و كوتاه عرض كنم كه يك ملت، با ايمان و اعتقادش مبارزه مي كند، اصلاً مبارزه و جنگيدن و مقاومت كردن با ايمان است، نه با دست و چشم و بدن، دست و چشم و بدن ابزار است. . . حالا اگر دشمن با امواج خبري وارد كشور ما بشود، با راديوهايش وارد كشور ما بشود و حرف هايش را وارد كشور ما كند و در ذهن ملت اين جور وارد كند كه مبارزه خوب نيست، دفاع از اسلام فايده اي ندارد، ايستادگي در مقابل دشمن ثمري ندارد، هر چه زحمت بكشيد و مبارزه كنيد ضرر كرده ايد، آيا باز هم در مملكت ايران، مبارزه اي عليه دشمنان اسلام باقي خواهد بود؟ معلوم است كه نه! خيلي از مسلمانان در دنيا هستند كه با آمريكا و دشمنان اسلام مبارزه نمي كنند، خيلي ملت ها هستند كه قرآن هم مي خوانند، نماز هم مي خوانند، عبادت هم مي كنند، اما با دشمن اسلام مبارزه نمي كنند كه هيچ با آنها دوستي هم مي كنند! اگر دشمن بتواند ملت ما را به ملتي كه اعتقادي به مبارزه ندارد، اميدي به پيروزي ندارد، زهدي نسبت به جلوه هاي شهواني و مادي ندارد تبديل كند، پيروز شده است. اين جاست كه مبارزه فرهنگي، مبارزه اي مي شود واجب تر از واجب.
الان دارند اين كار را مي كنند. الان در جبهه هاي مختلف، دشمن دارد كار مي كند، يك جبهه، جبهه جوان هاي ما در مدارس است. اين جوان هاي عزيز ما، دختر و پسرهاي پاكيزه ما، بچه هاي همين ملت اند، دل پاكيزه، جسم پاكيزه و مغز پاكيزه آنها را دارند با انواع و اقسام خباثت ها، با تحريكات شهواني، با پخش كردن عكس هاي مهيج شهوت، با فيلم و ويدئو و نوار الان دارند اين كار را مي كنند. . . و با انواع و اقسام خباثت ها و رذالت ها به جوش مي آورند و آنها را به فساد مي كشانند به فساد! ببينيد اين چه جنايت بزرگي است! اين يكي از كارهايي است كه دارد مي كنند.
عده اي خيال كرده اند كه وقتي ما به تهاجم فرهنگي غرب حمله مي كنيم، فقط مسئله مان اين است كه يك نفر در خيابان حجابش را درست رعايت نكرده است. مردم بحمدالله حجابشان را رعايت مي كنند، الا افرادي قليل، مسأله اين ها نيست، اين فرعي است، اصل قضيه آن است كه در داخل خانه هاست و از مجامع جوان ها سرچشمه مي گيرد و دشمنان آنجا دارند كار مي كنند. آنكه آشكار نيست، آنكه پنهان است، خطر آنجاست، جوان هاي ما شهوت را انداختند دور، راحتي و لذت را انداختند دور، رفتند در ميدان مبارزه و توانستند دشمن را به زانو دربياورند. حالا دشمن دارد از جوان هاي ما انتقامش را مي گيرد.امنقامش چيست؟ انتقام او اين است كه جوان هاي ما را به لذات و شهوات سرگرم كند، پول خرج مي كنند، عكس مبتذل چاپ مي كنند و مجاني بين جوان ها منتشر مي كنند، ويدئو درست مي كنند، فيلم هاي مهيج شهوت را مجاني مي دهند به اين و آن كه نگاه كنند، البته يك عده از اين طريق پول هم به دست مي آورند، اما آنهايي كه سرمايه گذاري مي كنند، براي پول سرمايه گذاري نمي كنند، مي توانند آنها را در كشورهاي ديگر، آزادانه پخش كنند و پول به دست بياورند، اين جا مي خواهند نسل جوان را ضايع و نابود كنند. اين هجوم يك مهاجم است، حالا بيننا و بين الله، اگر دستگاه قضايي اين كشور، كسي را كه چنين فسادي را دارد دامن مي زند دستگير كرد، چه مجازاتي براي او مناسب تر از همه است؟ كسي كه هزاران جوان اين مملكت را - جوانان پاك و پاكيزه ما را، بچه هاي معصوم ما را - به وادي فساد و شهوتراني مي كشاند، مجازاتش چيست؟ به نظر من، اين ها بايد به شديدترين وجه مجازات شوند. (مقام معظم رهبري، 15 ارديبهشت 1372)
8- اين مسئله تهاجم فرهنگي كه بنده بارها از آن اسم مي آورم و حقيقتاً و قلباً و روحاً نسبت به آن حساس هستم، دو شاخه اساسي و مهم دارد كه هر دويش براي شما قابل توجه است، يكي عبارت است از جايگزين كردن فرهنگ بيگانه به جاي فرهنگ بومي كه اين ادامه همان كاري است كه در دوران پهلوي به صورت آزاد و نرخ شاه عباسي انجام مي گرفته و در دوران اسلامي قطع شد. اين ها دارند فشار مي آورند كه همان كار، بايد انجام بگيرد، اين يك شاخه، شاخه دوم عبارت است از حمله به جمهوري اسلامي و به ارزش هاي جمهوري اسلامي و ارزش هاي ملت ايران، از طريق فرهنگي با نوشتن، با تهيه فيلم ها يا نمايشنامه ها يا تنظيم كتاب ها يا فصلنامه ها، اين كار هم الان در كشور ما با هدايت بيگانه دارد انجام مي گيرد. . . مسأله يك قشر خاص نيست، مسئله، مسئله ايران است، مسئله اسلام هست،مسئله عزيزترين اندوخته هاي يك ملت است، مگر شوخي است؟ دشمن مي خواهد با اين شوخي كند. دشمن مي خواهد اين را به بازي بگيرد. بايد جبهه فرهنگي به وجود بيايد. سنگرهاي فرهنگي بايد به وجود بيايد. همه بايد كار كنند و امروز، روز كار است، امروز، روزي است كه همه - همه آنهايي كه داراي استعدادند - مي توانند در زمينه فرهنگي كار كنند. كار نكرده هم زياد است كه بايد انجام بگيرد. (مقام معظم رهبري، 8 مرداد 1372)

9- جوان ها بايد هوشيار باشند. جوان ها بايد بدانند آنچه از وراي مرزها به وسيله كساني كه هيچ به سرنوشت اين ملت علاقه ندارند مي رسد بايد با آن به شكل با احتياط برخورد كرد. نمي شود بي قيد و شرط هر چه را كه از آن سوي مرزها مي فرستند پذيرفت - اعم از كالا، كالاي فرهنگي و همچنين امواج تبليغي و فرهنگي - دشمن در كمين است، بخصوص در كمين جوان ها، شما در اين تبليغاتي كه مي كنند نگاه كنيد، يك كلمه در جهت رشد و ترقي انديشه مردم اقدامي و حرفي زده نمي شود. تبليغات دشمن در جهت ويرانگري و فاسد كردن است. در جهت معطل كرن نيروي كار و فكر و جسم جوانان است. بايد با احتياط با آن برخورد كرد. (مقام معظم رهبري، 27 شهريور 1375)

به رغم اين همه هشدارها، هيچ پاسخ شايسته اي از سوي دولت وقت به آن داده نشد. صداي فرو ريختن ايمان واعتقادات ديني ملت، بويژه جوانان چنان در هياهو و سرو صداي ناشي از ساخت و ساز برج ها، تأسيسات، بنيان هاي اقتصادي و مراكز تفريحي گم شده بود كه گويي هرگز صدايي و طنيني وجود نداشته و دولت وقت، مشعوف از توفيقات حاصله در حوزه هاي سخت افزاري نظام، همچنان مي ساخت و به پيش مي تاخت. غافل از اينكه به تعبير مقام معظم رهبري:

«سازندگي كشور، بدون توجه به اين مهم (كار فرهنگي) كار حكيمانه و عاقلانه اي نيست. (مقام معظم رهبري، 5 بهمن 1376)

غفلت بزرگ دولت از اين مقوله مهم، رفته رفته منجر به پديد آمدن موجي از نابساماني ها و نوعي آنارشيسم فرهنگي در اين عرصه مهم وحساس گرديد. اهداف فرهنگي دشمن در اين مقطع زماني و اندكي پيش از آن، نوعاً در حوزه نشر و عمدتاً از طريق ادبيات داستاني تعقيب مي شد. توهين به ارزش هاي اعتقادي اسلام و نظام، به سخره گرفتن مقدسات ديني و ارزش هاي دفاع مقدس، ترويج سكس بياني و تصويري، ابتذال اخلاقي و آزادي جنسي، از جمله موضوعاتي بود كه در اين گونه آثار با وقاحت تمام دنبال مي شد.

از دهه دوم انقلاب به بعد، نگاه استراتژيست هاي آمريكا معطوف به اقداماتي از درون شد. اين اقدامات بر خلاف اقدامات نوع اول، تدريجي، زمان بر و فاقد خشونت هاي معمول ميادين نبرد بود. ضمن اين كه مي توانست پايه ها و عناصر اقتدار نظام را از درون مورد تهاجم بي رحمانه خود قرار دهد.

در اين رويكرد، هدف اصلي تغيير پلكاني هويت ديني و انقلابي نسل هاي بعدي انقلاب بود، و موثرترين ابزارها در اين پروژه ترويج فساد و فحشا و بي بند و باري اخلاقي، بويژه در بين جوانان و تشكيك در مباني فكري و باورهاي اعتقادي آنها بود كه در واقع پايه و زيربناي رفتار فردي و اجتماعي مردم را شكل مي دهد.

به بياني ديگر، نظام سلطه براي شكست انقلاب اسلامي در دهه دوم و سوم انقلاب، با اندكي تقدم و تأخير، دو سياست را به طور جدي به مرحله اجرا درآورد: يكي «سياست بي ثبات سازي» كه در واقع بازسازي طرح فروپاشي شوروي در ايران بود و ديگري، «سياست راهبردي تهاجم فرهنگي» كه حوزه اخلاق، فرهنگ و دين را پوشش مي داد.

پروژه تهاجم فرهنگي كه به طور مشخص از دهه دوم آغاز و با روندي صعودي تا امروز نيز ادامه دارد، در حقيقت امنيت حوزه هاي اخلاقي و فرهنگي كشورمان بويژه نسل نورسته، خلاّق و جوان ما را مورد هدف قرار داده و آنچه نظام سلطه را به تداوم اين سياست ترغيب مي كند پاسخگو بودن آن به اهداف طراحان و استراتژيست هاي كهنه كار غربي است. اين سياست، پيش از اين در كشورهاي ديگر آزموده شد و با موفقيت همراه بود. مهم ترين اين كشورها، كشور اسلامي اندلس بود. اروپايي ها با ا عمال اين سياست اين كشور مهم اسلامي را، به شكست و هزيمت واداشتند و آن را با كم ترين هزينه به تصرف خود درآوردند.

سرگذشت اندلس (اسپانيا) براي ما مسلمانان گرچه بسيار تلخ، غمبار و عبرت آموز است، اما براي دشمنان اسلام برگي درخشان در رويارويي با مسلمانان و تجربه اي بسيار موفق و نسخه اي قابل توصيه در همه سرزمين هاي اسلامي است.
مقام معظم رهبري در يكي از سخنان خود، ضمن هشدارهايي به جوانان و مسئولين فرهنگي، اين سياست خطرناك را چنين تشريح و تحليل مي كند:
امروز شما جوان ها هدف توطئه اي بسيار خطرناك هستيد. اين خطرات هر جايي كه اسلام و ايمان هست و نسل جوان دل به سوي معنويت و حقيقت دارد، وجود دارد. رهايي از آنها هم وجود دارد. و اين چيزي است كه من و شما بايد به آن فكر كنيم.
يكي از مسئولان طراز اول كشور صهيونيستي غاصب اسرائيل، در سال گذشته توصيه اي به آمريكايي ها كرد. اين توصيه كاملاً در مطبوعات خارجي و اينترنت منعكس شد و امر پنهاني و مخفيانه اي نيست. توصيه وي به آمريكاييها اين بود كه بيهوده وقت خود را با عراق و كره شمالي و كشورهايي از اين قبيل تلف نكنيد. مسئله اصلي شما ايران است. اگر خاورميانه را مي خواهيد، وقتتان را مصروف عراق نكنيد، سراغ ايران برويد، كانون و سرچشمه آنجاست، اما ايران مثل عراق و كره شمالي و افغانستان نيست كه بتوان با حمله نظامي آن را تسخير كرد. نظام و حكومت اسلامي به مردم متكي است، مردم آن را حفظ كرده اند. بايد كاري كنيد كه مردم آن را رها كنند. راهش اين است كه مردم را با ترويج فرهنگ و ادبيات غربي و فرهنگ و تربيت آمريكايي، به واگرايي نسبت به دين و فرهنگ و سنت و تاريخشان سوق داد. وقتي مردم اين تعلقات را رها كردند، بعد از گذشت چند سال، بدون اين كه سرمايه اي صرف كنيد، با يك حمله و تحرك احياناً نظامي مختصر، مي توانيد اين مانع بزرگ، يعني نظام اسلامي را از سر راه برداريد.

پيش از اين در سال گذشته نيز، وقتي روستاها و شهرهاي افغانستان بر اثر موشكهاي آمريكايي ويران مي شدند و ملت مظلوم افغانستان زير بمباران آمريكايي ها دست و پا مي زدند، يك استراتژيست نظامي آمريكا گفت: اگر به جاي اين موشكها، براي جوان هاي افغان، لباس زير زنانه و وسايل شهوتراني و پوششهاي سبك غربي و آمريكايي بفرستيد، بدون صرف اين هزينه مي توانيد افغانستان را تصرف كنيد و خرج تسليحات در كيسه تان باقي مي ماند. به جاي بمب و موشك و راكت، سي دي هاي پورنوگرافي و منظره ها و ادبيات مهيج شهوت را ميان آنها ترويج كنيد. آن وقت كار بر شما آسان مي شود. . .
سياست امروز سياست اندلسي كردن ايران است. موضوعي كه من با شما در ميان مي گذارم شكل موعظه ندارد، بلكه موضوعي اساسي است كه با بهترين عناصر يك ملت - كه شما جوانان باشيد - در ميان گذاشته مي شود. . . نسل جوان كشور كه بيش از نيمي از ملت و جمعيت كشور است، بايد بداند در مقابل آرزوهاي بزرگ، آرمانهاي بلند و هدفهاي مقدس و قابل قبول و موجه او چه موانعي وجود دارد. روزگاري مسلمانان در جنوب اروپا و اسپانيا تا جنوب فرانسه، كشوري اسلامي به وجود آوردند. اين كشور مهد تمدن شد و علم در اروپا از همان تمدن اندلسي قرون اوليه اسلام شكوفا شد. شكوفايي علم در آن سرزمين داستانهايي دارد و خود غربيها نيز به آن معترف اند. البته اكنون سعي مي كنند اين ورق را از تاريخ علم حذف و نام مسلمان ها را بكلي پاك كنند، اما خود آنها، اين تاريخ را ثبت كرده اند، و البته در تواريخ ما هم ثبت شده است.
اروپايي ها وقتي خواستند اندلس را از مسلمان ها پس بگيرند، اقدامي بلند مدت كردند. آن روز صهيونيست ها نبودند، اما دشمنان اسلام و مراكز سياسي عليه اسلام فعال بودند. آنها به فاسد كردن جوان ها پرداختند و در اين راستا انگيزه هاي مختلف مسيحي، مذهبي يا سياسي داشتند. يكي از كارها اين بود كه تاكستان هايي را وقف كردند تا شراب آنها را به طور مجاني در اختيار جوان ها قرار دهند. جوان ها را به سمت زنان و دختران خود سوق دادند، تا آنها را به شهوت آلوده كنند. گذشت زمان راههاي اصلي براي فاسد يا آباد كردن يك ملت را عوض نمي كند. امروز هم آنها همين كار را مي كنند.
آنها اهداف فرهنگي هم دارند. به فرهنگ اسلامي كينه مي ورزند و با آن عناد دارند.
فرهنگ اسلامي، آراي روشنفكران اروپا را به چالش كشيده و ليبرال دمكراسي را كه پرچم برافراشته غرب است، مورد ترديد قرار داده است. فرهنگ اسلامي روح استقلال طلبي و رشادت را در جامعه بزرگ و يك ميليارد و چند صد ميليوني مسلمانان، ترويج مي كند و اين امر در حساس ترين منطقه دنيا از لحاظ استراتژيك و منابع نفتي و زير زميني، شدت بيشتري دارد. فرهنگ اسلامي اين جامعه بزرگ را به فكر حيات مجدد خود انداخته است، بنابراين به آن كينه مي ورزند و قصد كوبيدن آن را دارند.
البته آنها در بلندگوها از بحث آزاد و گفتگو و دمكراسي سخن مي گويند، اما اين شعاري دروغين است. آنها اهل گفتگو، دمكراسي و بحث آزاد نيستند. در داخل ايران ، پلوراليسم، شكاكيت، شك در مسلّمات و اوليات اعتقادي، تسامح و تساهل را ترويج مي كنند، مي گويند از عقايدتان بگذريد و نسبت به آن تساهل و تسامح داشته باشيد، اما اين مربوط به داخل جامعه ايران و جوامع اسلامي است. وقتي بحث به جايي مي رسد كه خودشان آن را ارزش هاي آمريكايي و غربي خطاب مي كنند، ديگر جاي گفتگو نيست، مشابه سازي، يكسان سازي، جهاني سازي، اعتقادات مسلمي است كه دنيا بايد در مقابل آنها كوچك ترين اعتراضي نكند. (مقام معظم رهبري، 6 فروردين 1381)
بررسي سياست هاي اتخاذ شده از سوي دولت و متوليان فرهنگي كشور در دوره حاكميت اصلاح طلبان و نوع مواجهه آنها با اين استراتژي پيچيده، مستلزم شناخت دقيق خصلت هاي بينشي مجموعه كارگزاران و فضاي فكري حاكم بر دولت و مسئولين فرهنگي آن است. با نگاهي به فضاي كلي اين دوره و مشخصه هاي آن در حوزه فرهنگ و سياست، مي توان چشم انداز شفاف تري از وضعيت فرهنگي اين مقطع تاريخي و سياست هاي دولت و نقش آن در مهار يا تشديد بحران هاي فرهنگي كشور دست يافت .
دوره هشت ساله حاكميت اصلاح طلبان از مشخصه هاي مهمي برخوردار است. در اين دوره اتفاقات و رويدادهاي بسيار مهم در حوزه سياست خارجي و بين الملل به وقوع پيوست كه بايد در جاي خود مورد بحث قرار گيرد.
عرصه فرهنگ و سياست داخلي در اين دوره نيز، آكنده از اتفاقات تلخ و شيرين بود. به دليل ارتباط تنگاتنگ اين دو حوزه و رويكرد تعاملي آن دو با يكديگر، ناگزير به بررسي برجسته ترين مشخصه هاي اين دوره در حوزه هاي ياد شده هستيم. از اين منظر مهم ترين مشخصه هايي كه اين دوره را نسبت به دوره هاي قبل متمايز مي سازد، عبارتند از: توسيع بي سابقه فضاي سياسي كشور، گسترش فعاليت نهادهاي مدني، نظير احزاب و مطبوعات، يكجانبه نگري در مطالبات ملي، پرخاشگري و راديكاليزه شدن فضاي سياسي كشور، هنجار ستيزي و آنارشيسم فرهنگي و بالأخره ظهور پاره اي از بحران هاي زنجيره اي.
علي رغم شعار قانونگرايي كه آقاي خاتمي هم در انتخابات و هم بعد آن داده و بر آن اصرار داشتند ، اين مقوله هم در اثر ابزار انگاري در تصرف گروهي قرار گرفت كه با توجه به عقبه خود در حاكميت، براي هدم بنيان هاي ديني، انقلابي و فرهنگي همواره در پي يافتن فرصت ها بوده اند. زيرا جريان كلي قانونگرايي در اين دوره ، از سوي عناصري تدبير و هدايت مي شد كه قانونگرايي را نه به عنوان يك آرمان و نه به مثابه يك ابزار براي انتظام عقلايي امور جامعه، بلكه آنرا وسيله اي براي مقاصد و اهداف خويش مي خواستند و يا همچون اصحاب سبت با ابزار قانون، به جان قانون افتادند.
و ديديم كه در اثر آن، چه فتنه ها و آشوب ها در اين دوره به پا خواسته اند. چه رفتارهاي غيرقانوني كه با مهر قانون، امكان ظهور و بروز يافتند. چه قوانيني كه به اسم قانونگرايي نقض و شكسته شدند و در مقابل، نهادهاي قانوني مسئول، مثل قوه قضائيه، به دليل برخورد با عناصر قانون شكن و مطبوعات خاطي و متخلف، متهم به قانون شكني مي شدند. حافظان امنيت ملي به دليل عمل به اوّلي ترين وظايف خود كه برخورد با تحركات غيرقانوني و كنترل آشوب هاي خياباني است، به اسم قانون گرايي تحويل قانون گرديدند. اصل خدشه ناپذير نظارت استصوابي، غيرقانوني تلقي شده و شوراي نگهبان به قانون شكني متهم گرديد.

با اينكه عناصر افراطي دوم خردادي را مردم ترد كرده و اكنون در مصادر قدرت قرار ندارند ولي بر رسانه ها تسلط داشته و بعلت تجربه كافي در اين امر بااستفاده ابزاري از آن همان سياستهاي دوران اصلاحات را دنبال مي كنند . با كمي دقت در رفتار گروههاي فشار كه در رويكرد جديد به دنبال ائتلاف با گروههاي ديگر دوم خردادي بوده و حتي با ساده انگاري تلاش مي كنند تا بعضي از مسئولين نظام را با خود همراه كنند متوجه وابستگي و دلبستگي آنها به غرب مي شويم .

اينها هنوز به غرب و فرهنگ غرب دلبسته اند و ديديم كه در قضيه دانشگاه كلمبيا همان موضعي را گرفتند كه غربيها مي خواستند و در دانشگاه تهران ماهيت خود را بيشتر و بهتر نشان دادند . اينها ثمره تلاش روزافزون و چندين و چند ساله نظام سلطه هست كه با تهاجم به بنيانهاي فكري جامعه توانستند عده اي را از درون حاكميت با خود همراه كنند .
اگر به بيانات و هشدارهاي مقام معظم رهبري توجه كافي مي شد و مسئولين وقت دنبال كار را گرفته و در برابر تهاجم فرهنگي نظام سلطه جبهه قويي را ايجاد مي كردند ، امروز صداي استراتژيستهاي آمريكايي را از حلقوم گروهاي فشار مخالف دولت اسلامي نمي شنيديم .
مقام معظم رهبري چند سال پيش به مسئولين فرمودند كه امروز بهترين مبارزه با آمريكا خدمت به مردم هست ، همانكاري كه دولت اسلامي از ابتداي تشكيل بر آن همت گماشته و علي رغم كارشكني مخالفين و بدون توجه به جوسازي آنها اين هدف متعالي را سرلوحه همه سياستهاي خود قرار داده ولي گروههاي فشار با فريبكاري و با شعارهاي مردم فريب دولت منتخب مردم را به شدت زير حملات خود گرفته اند تا جايي كه بنظر مي رسد با وجود اينها ديگر نيازي به دشمن خارجي نداريم چرا كه اينان همان سياستهاي دشمن را مو به مو و با كمترين در داخل هزينه اجرا مي كنند . خدا كند كه از خواب غفلت بيدار شوند و دنيا و آخرت خود را به رضايت غربي هاي دغل كار نفروشند . انشاالله
اللهم عجل لوليك الفرج والعافيه والنصر / ياعلي
...............................................................................
منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي



تاريخ : جمعه هشتم آذر 1387 | 22:50 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

خواهشمند است

               مقالات علمی و پیشنهادات

             خود را  برایمان ارسال فرمائید تا

                                به اطلاع اعضاء رسانده شود



تاريخ : جمعه هشتم آذر 1387 | 19:2 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

کلاس آموزش ضمن خدمت

 با عنوان روشهای فعال  یاد دهی و یادگیری

 جهت اعضای  انجمن از روز

 جمعه هشتم آذر آغاز شده  و ادامه دارد .

از شما   تمامی همکاران  عزیز فرهنگی  سراسر استان  دعوت به عمل می آید

تا به عضویت  انجمن در آمده  و  ضمن  ارائه تجارب خود  یاری گر ما باشید

برنامه های آتی انجمن

همایش  و نشست های  علمی پژوهشی بصورت فصلی

برنامه های ارد و یی  و  بازدیدهای علمی تخصصی برای اعضای محترم

بر گزار ی کلاسهای آموزشی تخصصی ضمن خدمت برای اعضای محترم



تاريخ : جمعه هشتم آذر 1387 | 18:58 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
شهادت مظلومانه امام جواد (ع)

را به تمامی عاشقان ولایت و امامت

تسلیت عرض می نمائیم 

 



تاريخ : جمعه هشتم آذر 1387 | 18:57 | نویسنده : مرتضی سعیدی |

 

       متن وصیتنامه بسیجی عاشق شهید حمید قمری

 

     ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه .

         (سوره توبه  -    آیه 111   )

خداوند از مومنین جانها و مالهایشان را می خرد در مقابل بهشت می دهد .

به نام الله پاسدار حرمت خون شهداء

با سلام ودرود به یگانه منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان روحی له الفداء  و با آرزوی روز افزون طول عمر حضرت امام  و شفای معلولین و مجروحین و آزادی اسراء از چنگال جنایت پیشگان .

وبا سلام  و درود به تمامی شهداء از کربلای حسینی تا کربلای خمینی که با نثار  خون سرخ فامشان راه حق و حقیقت را به ما آموختن  و آنقدر عشق به معشوقشان  زیاد بود که برای دیدن یار  خود را آماده کردن  و لباس نویی به تن پوشیدن که رنگش  رنگ خون  و  بویش  بوی خون می داد  و برای دیدن یار  پرواز ملکوتی خود را به عرش اعلی کردن  خوشا به سعادتشان  راهشان پر رهرو و یادشان گرامی باد .

اما  ما که هستیم باید بدانیم  که ایران با خون این عزیزان از خطر دشمن محفوظ مانده است  هر کجای این سرزمین که انسان  استشمام  می کند بوی خون مطهر شهیدان را می دهد  پس ما باید خیلی سعی کنیم  که در روی این خاک مقدس ایران  کاری که خلاف حکم خداست نکنیم  که در برابر  خدا و شهداء مسئولیم  و به منافقان و ضد انقلابها  که از خدا بی خبرند و امام را درک نمی کنند  بگویید که شما  جایی در این سرزمین مقدس ندارید  مگر اینکه توبه کنید و اعمال شایسته انجام دهید .

ملت ایران اکنون که ما در حال حاضر مشغول جنگ با دشمنان خدا هستیم  بهترین فرصت برای عمل خیر است

  این جنگ نعمت  و امتحان بزرگی است برای ما زیرا که در قرآن کریم آمده است :

 وعسی ان تکرهو ا شیئا  و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا  و هو شر لکم  و الله یعلم و انتم لا تعلمون . ( سوره بقره آیه 216 )  که چه بسیار چیزهایی را که شما کراهت دارید  و خیر شما در اوست  و چه بسیار چیزهایی  را که دوست دارید و شر شما در آن است و خداوند است که می داند وشما نمی دانید .

برادران  نگذارید این فرصت مناسبی که خداوند شامل حال ما بندگان کرده است  بیهوده از دست برود تا می توانید به جبهه بیایید برای رضای خدا  که اینجا دانشگاه است  دانشگاهی که راه چگونه زیستن  راه خود سازی   راه حق و حقیقت  را به ما می آموزد .

 مادران  وخواهران و از کار افتادگان که نمی توانید به جبهه بیایید  در پشت جبهه از این فرصت استفاده کنید  و رزمندگان را یاری کنید  . انسان هرچه در این دنیا برای رضای خدا سختی بکشد  در سرای آخرت آسوده خاطر و در بهشت برین  جای دارد . الدنیا سجن المومن و جنه الکافر ( دنیا زندان مومن و بهشت کافر است ) آنوقت که حسین ندای هل من ناصرا " ینصرنی  را سر داد کسی به یاریش نشتافت  و او را در مقابل  جمعیت انبوه دشمن تنها گذاشتند  اکنون به یاری امام بشتابید  که ندای حسین گونه او به گوش می رسد . حضرت علی (ع) فرموده است : جهاد دری  از درهای بهشت است  که خدا به روی بندگان  خاص گشوده  و به آنان که در این امر بزرگ شرکت کردند آنچنان اجری عطا  خواهد کرد  که دیگران غبطه بخورند  که چرا ما در این امر بزرگ شرکت نکردیم .

ما باید برای رضای خدا با قلبی آکنده از عشق به او اسلام را تنها نگذاریم  هر وقت می بینید  اسلام در خطر است به یاریش بشتابید ...

خدایا تو خودت می دانی که ما برای چه به این مکان مقدس آمده ایم برای رضای تو و برای  به اجرا در آوردن احکام دین تو  و برای صادر کردن اسلام عزیز  به اینجا آمده ایم .

خدایا من دوست دارم با بدنی غرقه در خون و قطعه قطعه  و مفقود الاثر بسوی تو باز گردم همانطور که قبر صدیقه کبری (س) مفقود الاثر است و همانطور که بدن امام حسین (ع) و یارانش را قطعه قطعه کردند . خدایا از تو می خواهم که مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار دهی زیرا فقط شهادت است که می تواند کفاره گناهان من باشد  . خدایا من این شهادت را برای رفتن به بهشت یا ترس از جهنم نمی خواهم  به خودت قسم شهادت را برای این خاطر دوست دارم که مهر تو همیشه در دلم زنده باشد  خواه در جهنم باشم  خواه در بهشت  برایم فرقی نمی کند اگر در آتش دوزخ بسوزانیم حقم است  چونکه در طول عمرم بنده خالصی نبوده ام برای تو  و اگر به بهشت ببریم نهایت لطف و رحمت تو بوده  که شامل حال من شده است ای قادر قهار .

 

بر بال دعا   به    آسمان  باید   رفت          افتاده زپا از این جهان باید رفت

خواهی تو اگر به قرب جانان برسی        با مرگ تن و نثار جان باید رفت

 

یاد نامه

بسم رب الشهداء و الصدیقین

حمید  بسیجی نمونه ومخلص  رهگذری از خون نگار سرخ عشق و عرفان و محبت  و جاوید مردی که یگانگی  حق را در حقیقت عشق و ایمان می یابد  و در جلوه گاه رب  با حضرت حق یکی می گردد .

آری حمید عزیز مهر آفرینی مهاجر است  از میدان علم وعمل که در معرکه عشق  و جهاد فی سبیل الله  به معشوق می پیوندد و تلقین این دو را به رهروان راهش  می آموزد . آری بسیجی دلاور و مخلص ما  از دوری راه نهراسید و از رنجش سفرنترسید  و روح مشتاق خود را آنچنان به سوی  سر چشمه نور و صفا فرستاد تا پروانه وار در آتش شوق بسوزد . به درستی از آن هنگامی که عشق و شوق رفتن  در وجود حمید شکل گرفت او دیگر نمی توانست مال خود باشد  به همین جهت  او از خدا شد و عشق معشوق به او رنگ و بوی جاودانگی بخشید و سر انجام  او را در والاترین منزلگاه های  جاوید با نوری جان افزا  مسقر ساخت و در خیل دیگر شهیدان   قرار داد .

 

گفتم که دلت  گفت لبالب امید                   گفتم سخنت  گفت شعار توحید

گفتم  به چه ره بایدمان رفت                      گفت آن راه  که می روند یاران شهید

 

تارخ شهادت          29/10/1366

عملیات بیت المقدس 2( ماووت عراق )

 

روحش شاد و یاد و راهش  پر رهرو باد

 

                                                             



تاريخ : شنبه دوم آذر 1387 | 21:6 | نویسنده : مرتضی سعیدی |

 

آموزش و پرورش يا تعليم و تربيت از زمان‌هاي بسيار دور مورد توجه انديشمندان و متفكران بوده است. در گذشته اين توجه بيشتر بر جنبه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و معنوي آموزش و پرورش متمركز بوده و تأثير آن بر تربيت و روابط انساني مورد توجه بوده است. در حال حاضر نيز تأثير فراوان آموزش و پرورش در رشد و تعالي انسان‌ها و آموزش دانش‌هاي مختلف و حفظ بهداشت رواني افراد و پيشرفت جامعه مدنظر بوده و مورد تأكيد صاحب‌نظران است.
آموزش و پرورش، فراگردي ز گهواره تا گور است كه در هر جامعه به اشكال گوناگوني يافت مي‌شود. استمرار و بقاي هر جامعه مستلزم آن است كه مجموعه باورها، ارزش‌ها، رفتارها، گرايش‌ها و مهارت‌هاي لازم به نسل‌هاي جديد منتقل شود كه ساخت و كار يا وسيله اين انتقال، آموزش و پرورش است. اگر بپذيريم كه آموزش و پرورش به معني اعم، مترادف با جامعه‌پذيري است، يعني فراگردي كه از طريق آن افراد به يادگيري نقش‌ها، قواعد، روابط و به طور كلي فرهنگ جامعه پيرامون خود مي‌پردازند و نيز آموزش و پرورش به معني اخص آن، فراگردي است كه به واسطه آن افراد در وضعيت‌هاي اجتماعي سازمان يافته، در معرض آموزش منظم دانش‌ها، مهارت‌ها، رفتارها و گرايش‌هاي معين قرار مي‌گيرند كه در راه رسيدن به آن همه كمال و خوبي‌ها انسان‌ها به رشد و تعالي دست پيدا مي‌نمايند، نقش و جايگاه معلم كه گل سرسبد آموزش و پرورش است به خوبي روشن مي‌گردد.
گل واژه‌ معلم، هماره يادآور اسوه زيبايي‌ها و نيكي‌هاست. معلم باغبان شكوفه‌هاي حيات و پرورش دهنده غنچه‌هاي ناشكفته وجود كودكان، نوجوانان و جوانان است. اوست كه تجلي‌گر همه ارزش‌ها، كرامت‌ها و بزرگ‌منشي‌هاست. معلم، ترسيم‌گر طريق هدايت و خودشكوفايي رهروان راه كمال و معدن گذشت، ايثار، صداقت، شجاعت، عدالت، صبوري و احسان است. معلمي، شغل اداري و پيشه آموزشي نيست بلكه عشق و هنر و سوز و تعهد است و هركس كه خود را معلم مي‌داند، ناگزير به خوب بودن و خوب زيستن است.
اين معلم است كه در برابر شيطنت‌ها و رفتارهاي ناخوشايند شاگردانش، نه تنها آن‌ها را تحقير و تنبيه نمي‌كند و با صبوري و صلابت از آنان در مي‌گذرد، بلكه گاه با مطلوب‌ترين واكنش‌ها بهترين و زيباترين رفتارها را به نمايش مي‌گذارد.
معلمان، اسطوره‌هاي تلاش و رنگين كماني از محبت و معرفت‌اند، با همه سنگيني باري از مسؤوليت كه بر دوش دارند و عظمت كاري كه بايد انجام دهند، نگراني و خستگي، شكوه و بي‌تابي و وازدگي و واماندگي آشناي زندگي‌شان نيست. آنان خوب مي‌دانند كه پاداش تلاش و كوشش در راه خدا در متن كار نهفته است. آنان كه تلاش خويش را به پيشگاه دوست تقديم مي‌كنند چيزي مي‌يابند كه هيچ چيز را با آن توان برابري نيست. معلمان سرافراز منتظر ستايش چشم‌ها نيستند، آنان چشم ستايش و پاداش ندارند، لبخند رضايت ديگران كه نه .... لبخند رضايت دوست كافي است كه «كفي بالله حسيبا»
معلمان از ديروز انقلاب تا روزهاي آتش و حماسه و سنگر و شهادت و.... تا امروز كه جبهه‌هاي تازه و دشواري سخت‌تر فراروي انقلاب شكوهمند اسلامي گشوده شده فارغ از فراغت و آرامش «راه» مي‌نمايند و راه مي‌گشايند و به راه مي‌خوانند، در مدرسه، حتي پس از مدرسه، قلب‌ها را آرامش مي‌بخشند، بي‌ساماني‌ها را سامان مي‌دهند و در رشد و بالندگي كودكان و نوجوانان و جوانان اين مرز و بوم از هيچ تلاشي فروگذار نيستند و در يك كلام مي‌سوزند و ذوب مي‌شوند تا دل‌ها و قلب‌ها را روشني بخشند و راه و مسير كمال را براي مشتاقان هموار سازند.
معلمان، ميراث دارانبيا و اسطوره‌هاي خدمت به انسان‌ها هستند. آن‌ها برگزيدگاني هستند كه با تكيه بر ايمان و عقيده قلبي خود، هميشه در انديشه‌ گشودن چشم‌هاي خواب آلوده در مسير چاه‌هاي زندگي‌اند. فكر خوب زيستن، خوب ماندن و خوب ساختن در قلب دريايي اينان موج سهمگين اراده مي‌آفريند. اينان سازندگان نسل معتقد، با ايمان و با نشاطند و همه ما مديون ايمان قلبي و مساعي اين بزرگواران در راستاي تعليم و تربيت صحيح هستيم.
سلام و درود بر دست‌هاي پرمحبتي كه ابري‌تر از آسمان، عاطفه را به لب‌هاي ترك بسته‌ وجود انسان‌ها مي‌رساند و بر قلب‌هايي درود كه مالامال از عشق به خالق و مخلوق هستند و بر زبان‌هايي درود كه مانند طبيبي زبردست نشاط را به رگ‌هاي گرفته‌ نيازمندان فرا مي‌خواند.
معلم عزيز! قاصدك‌هاي بهاري نامت را بر صفحه‌ تاريخ اين انقلاب مي‌نويسند تا همگان بدانند كه نام و ياد شهيدان، جانبازان، ايثارگران دفاع مقدس را شما معلمان با نغمه‌هاي قشنگتان زنده نگه داشتيد و به نسل‌هاي بعدي آموختيد. به اميد پيروزي و بهروزي همه آن‌ها كه در راه تعليم و تربيت آينده‌سازان همواره تلاش مي‌نمايند.
مرتضي سعيدي، كارشناس مشاوره
منابع:
جامعه‌شناسي آموزش و پرورش ، دكتر علاقه‌بند
ماهنامه پيوند، مهر 1377
ماهنامه تربيت، زمستان 1384
مقاله تربيتي، رحمتي، خوزستان



تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 22:31 | نویسنده : مرتضی سعیدی |


 

رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي امام خميني (ره ) همواره پيروزي مردم ايران در به ثمر رساندن انقلاب اسلامي را، پيروزي نه تنها در مقابل استبداد داخلي كه در مقابل استكبار و استعمار جهاني عنوان مي كردند.
رهبري شجاعانه و هوشيارانه امام خميني (ه) در هدايت خيزش انقلابي ملت مسلمان ايران ، كشور را از يوغ استبداد داخلي و نيز استعمارگران و مستكبران جهان به ويژه آمريكاي جهانخوار يا به تعبير تاريخي ايشان شيطان بزرگ نجات داد.
ايشان همچنين با رهنمودهاي واقع بينانه و سرشار از درايت خود درخت انقلاب اسلامي را از توفان حوادث و دشمني‌ها و تعرضات استكبار جهاني دور نگاه داشتند.
روحيه استكبار ستيزي و طاغوت شكني امام خميني (ره) بذر بيداري اسلامي
را نه تنها در ميان ملل اسلامي كه در ميان ساير كشورهاي جهان
نيز كاشت و سبب ظهور خيزش هاي ضد استكباري و استبدادي در منطقه و جهان شد.
*** مبارزه با استكبار جهاني
* متحد شويد كه در سايه اتحاد پيروزيتان بر ابرقدرت‌ها حتمي است.
* حق گرفتني است. قيام كنيد و ابرقدرت‌ها را از صحنه تاريخ و روزگار براندازيد.
* ما اگر چنانچه قدرت داشته باشيم تمام مستكبرين را از بين خواهيم برد.
* سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستكبرين است و تا اين سلطه طلبان بي فرهنگ در زمين هستند، مستضعفين به ارث خود كه خداي تعالي به آن‌ها عنايت فرموده است نمي‌رسند.
* امروز وضع سياسي دنيا طوري است كه تمام كشورهاي عالم در تحت نظر سياسي ابرقدرت‌ها هستند.
* تمام گرفتاري‌هايي كه ملت‌ها پيدا كردند، از دست اين ابر قدرت‌هاست.
* تمام مقصد اين جنايتكارها رسيدن به يك نقطه است: قدرت، قدرت براي كوبيدن هر كسي كه در مقابلشان است.
* بر روشنفكران است كه هرچه بيشتر در رسوايي ابر قدرت‌ها و قدرت‌ها بكوشند.
* بدانند كه كشورهاي قدرتمند فرصت طلب، كه غايت آمالشان دست يافتن بر كشورهاي اسلامي و مستضعف است، آنان را در موقع گرفتاري تنها مي‌گذارند و كلمه وفا در قاموس آنان راهي ندارد.
* قدرت هاي جهان بدانند امروز مثل ديروز نيست كه با يك تشر، ملت‌ها چون دولت‌ها از ميدان عقب نشيني كنند.
* ما هيچ خوفي از ابرقدرت‌ها نداريم، و در عين حالي كه دستمان از همه آن سلاح هاي آدمكش كذايي كوتاه هست، لكن ايمانمان ما را وادار مي‌كند كه نترسيم و خوف نداشته باشيم.
* مقصد يك مقصد است و آن شكست ابرقدرت‌هاست.
* وظيفه ماست كه در مقابل ابرقدرت‌ها بايستيم و قدرت ايستادن هم داريم.
* ما به ابرقدرت‌ها آن قدر سوء‌ظن داريم كه اگر يك مطلب راستي هم بگويند، ما اعتقادمان طوري مي‌شود كه براي مصلحتي گفته‌اند كه مردم را اغفال كنند.
* امروز روز مخالفت همه جانبه ابر قدرت هاست با اين ملت، در همه مظاهر اسلامي اش. و ما بايد بيدار باشيم و توجه داشته باشيم تبليغات اين‌ها براي ما ضررش بيشتر از جنگ هاست .
* هدف اصلي دولت‌هاي استعمارگر محو قرآن، اسلام و علماي اسلام است.
* آن روز مبارك است بر ما كه سلطه جهانخواران بر ملت مظلوم ما و بر ساير ملت‌هاي مستضعف شكسته شود و تمام ملت‌ها سرنوشت خودشان را به دست خودشان بگيرند.
* اين سيلي كه ابرقدرت‌ها از ايران خوردند، از اول عمرشان تا حالا نخورده بودند.

*** آمريكا، شيطان بزرگ
* آمريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.
* ما آن قدر صدمه كه از آمريكا ديديم از هيچ كس نديديم.
آمريكا ممكن است ما را شكست بدهد ولي نه انقلاب ما را و به همين دليل است كه من به پيروزي خودمان اطمينان دارم. دولت آمريكا مفهوم شهادت را نمي فهمد.
* ما يقين داريم كه اگر دقيقاً به وظيفه مان كه مبارزه با آمريكاي جنايتكار است ادامه دهيم، فرزندانمان شهد پيروزي را خواهند چشيد.
* سلطه آمريكا تمام بدبختي هاي ملل مستضعف را به دنبال دارد.
* آمريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است.
* آمريكا مي‌گويد كه ما در منطقه منافع داريم، چرا بايد او در منطقه ما منافع داشته باشد؟ چرا بايد منافع مسلمين منافع آمريكا باشد؟
* ملل اسلام، از اجانب عموماً و از آمريكا خصوصاً متنفر است.
* دنيا بداند كه هر گرفتاري‌اي كه ملت ايران و ملل مسلمين دارند، از اجانب است، از آمريكاست.
* مهم‌ترين و دردآورترين مسأله‌اي كه ملت هاي اسلامي و غير اسلامي كشورهاي تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمريكاست.
* همه گرفتاري‌هايي كه ما داريم از دست آمريكا داريم.
* همه مصيبت ما زير سر آمريكاست.
* آمريكا شماها را براي نفتتان مي‌خواهد، آمريكا شما را براي اين مي خواهد كه بازار درست كند، كه نفتتان را ببرد و بنجل‌ها را بياورد به شما بفروشد.
* دشمن اصلي اسلام و قرآن كريم و پيامبر عظيم الشان- صلي ا... عليه و آله و سلم ابر قدرت‌ها، خصوصاً آمريكا و وليده فاسدش اسرائيل است.
* آمريكا اين تروريست بالذات دولتي است كه سر تا سر جهان را به آتش كشيده، و هم پيمان او صهيونيسم جهاني است كه براي رسيدن به مطامع خود، جناياتي مرتكب مي‌شود كه قلم‌ها از نوشتن و زبان‌ها از گفتن آن شرم دارند.
* تمام گرفتاري ما از اين آمريكاست، تمام گرفتاري ما از اين اسرائيل است.
* رئيس جمهور آمريكا بداند، بداند اين معنا را كه منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما.
* احساسات ايرانيان عليه ملت آمريكا نبوده، بلكه عليه دولت
آمريكاست.
* روابط ما با آمريكا روابط يك مظلوم با يك ظالم است، روابط يك غارت شده با يك غارتگر است.
* ما نه تحت حمايت آمريكا و نه تحت حمايت شوروي و نه تحت حمايت هيچ قدرتي نيستيم.
* آن‌هايي كه خواب آمريكا را مي‌بينند خدا بيدارشان كند.
* آن روزي كه آمريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت.
* ما نمي‌خواهيم آمريكا سرپرست ما باشد، ما نمي‌خواهيم همه منافع ملت را آمريكا ببرد.
* مملكت اسلامي عار است كه دستش را دراز كند طرف آمريكا، كه شما نان ما را بدهيد.
* با آمريكا روابط ايجاد نخواهيم كرد مگر اين كه آدم بشود و از ظلم كردن دست بردارد.
* آمريكا و شوروي اگر دخالت در امور داخلي ما نكنند و با ما روابط حسنه داشته باشند، با آن‌ها روابط برقرار خواهيم كرد.
* هر چه فرياد داريد سر آمريكا بكشيد.
* همه ملت ما دشمن شماره اول خودش را امروز آمريكا مي‌داند.
* اسلحه‌هاي سرد و گرم، يعني قلم و بيان و مسلسل را از نشانه گيري به روي يكديگر منحرف، و به سوي دشمن‌هاي انسانيت كه در رأس آن‌ها آمريكاست نشانه برويد.
* ما اعتقادمان اين است كه بايد مسلمين با هم متحد بشوند و تودهني بزنند به آمريكا، و بدانند كه مي‌توانند !
* ما دنبال اين نيستيم كه آمريكا براي ما كار بكند، ما آمريكا را زير پا مي گذاريم.
* دشمن مشترك ما كه امروز اسرائيل و آمريكا و امثال اين‌هاست، كه مي‌خواهند حيثيت ما را از بين ببرند و ما را تحت ستم دوباره قرار بدهند، اين دشمن مشترك را دفع بكنيد.
* آن داغي كه به دل آمريكا وارد شده است به واسطه اين نهضت، به دل هيچ كس وارد نشده است.
* ما جرممان اين است كه با آمريكا مخالف هستيم.
* اگر ما همه از بين برويم بهتر است از اين كه ذليل باشيم زير دست صهيونيسم و زير دست آمريكا.
* هان اي مظلومان جهان !از هر قشر و از هر كشوري هستيد به خود آييد و از هياهو و عربده آمريكا و ساير زورمندان نهراسيد و جهان را بر آنان تنگ كنيد.
* آمريكا در مقابل مسلمين نمي‌تواند خودنمايي كند.
* اين نزاع و مبارزه اي كه الآن بين كفر و اسلام است، اين منازعه بين ما و آمريكا نيست، بين اسلام است و كفر.
* الآن در رأس همه مسائل اسلامي ما قضيه مواجهه با آمريكاست. امروز اگر قواي ما از هم منفصل شوند به نفع آمريكاست و الآن دشمن آمريكاست و بايد تمام تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد.
* خوشوقتي كامل آن روزي است كه سلطه همه استعمارگران شرق و غرب و به خصوص آمريكاي جهانخوار از سر مسلمانان قطع شود.

 

Bottom of Form

 



تاريخ : یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 22:28 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

توصیه‌ای از آیة الله بهجت در باب

زیارت امام رضا علیه السلام


زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

«أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»

به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.

بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور - کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.

ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:

«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.

همه زیارتنامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما- این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند:

«از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.

ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.

حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند:

«در روز عاشورا مقداری از گِلِ پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!

پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.

«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»

این جمله دو معنی دارد:

معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.

معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!

کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین - سلام الله علیهم - را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.

روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟

حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

منبع: کتاب به سوی محبوب، و کتاب برگی از دفتر آفتاب. آیة الله بهجت


لینک مطالب مرتبط :

 - امام رضا علیه السلام و تربیت فرزند 

 - برخورد صریح امام رضا علیه السلام با سوءاستفاده از موقعیت خانوادگی 

 - برگی از سیره تربیتی و اخلاقی ثامن الحجج علیه السلام 

 - شرحی بر قصیده ابن حسام در منقبت امام رضا علیه السلام 

 - نیم نگاهی به زندگینامه امام رضا علیه السلام 

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت 19:15 | نظر بدهید

سیره اخلاقی امام رضا علیه اسلام

 اخلاق فردی 

 ادب 

 زهد 

 عبادت 

 سخاوت 

 صبر و مقاومت 

 اخلاق اجتماعی امام رضا علیه السلام 

 رفتار امام رضا علیه السلام با خانواده 

 رفتار امام رضا علیه السلام با مردم 

  

اخلاق فردی: ادب 

اخلاق، یكی از عناصر مهم شخصیت انسان است، و كاشف كیفیت ذات، و درون اوست. امام رضا علیه‌السلام به اخلاق عالی و ممتاز، آراسته بودند، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود جلب كردند، همچنین انسانیت آن حضرت، یگانه و بی‌مانند بود، و در حقیقت تجلی روح نبوت، و مصداق رسالتی بود كه خود آن حضرت، یكی از نگهبانان و امانت‌داران و وارثان اسرار آن به شمار می‌رفت. از ابراهیم بن عباس صولی (1) نقل شده، كه گفته است:

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با كسی درشتی كنند.

من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم سخن كسی را پیش از فراغ از آن، قطع كند.

هرگز درخواست كسی را ،كه  قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمودند.

هرگز پاهای خود را، جلو همنشین، دراز نمی‌كردند.

هرگز در برابر همنشین تكیه نمی‌كردند.

هرگز او را ندیدم،كه غلامان و بردگان خود را بد گویند.

هرگز او را ندیدم، كه آب دهان بیندازند.

هرگز او را ندیدم، كه قهقهه بزند، بلكه خنده‌اش تبسم بود.

 تا آنجاكه می‌گوید: هر كه بگوید در فضلیت، كسی را مانند او دیده، از او باور نكنید.(2)

نقل شده زمانی كه امام رضا علیه السلام مجبور به پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام علیه السلام دعوت به عمل آورده ایشان با ساده‌ترین پوشش و با لباسی كه مخصوص نماز عید بود حاضر شدند، این لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه سفیدی از كتان كه به سربسته بود  كه یك طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان دو شانه انداخته بودند عصایی به دست داشتند، در حالی كه كفش برپا نداشتند چون همراهان ایشان این وضعیت را دیدند آنان هم چون امام راه افتادند.

  

زهدامام علی بن موسی الرضا علیه السلام جامع تمام فضائل بودند، به طوری كه تمام صفات عالی در ایشان جمع شده بود. خصایص شریف امام رضا علیه السلام قسمتی از صفات جدش، بزرگترین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود كه از میان پیامبران ممتاز بودند. ایشان درباره زهد به نقل از پدرانشان می‌فرمودند زاهد آن است كه حلال دنیا را از ترس حساب و كتاب و حرام دنیا را از ترس عقاب ترك می‌كند.(3)

محمد بن عباد (4) درباره رفتار زاهدانه آن حضرت می‌گوید: پوشش ابوالحسن علیه السلام در طول تابستان همواره یك بوریا بود. ایشان در طول زمستان با همه عظمت و وقاری كه داشتند پوششی ساده داشتند و به دور از هر گونه علامت‌گذاری و یا این كه رنگ مخصوصی داشته باشد همیشه لباس زبر به تن می‌كردند مگر آن كه می‌خواستند پیش مردم و به دیدن آنها بروند كه در آن وقت بهترین لباس خود را می‌پوشیدند.(5)

امام می‌فرمودند: لباس مظهر خارجی انسان است نمی‌توان نسبت به آن بی‌توجه بود حرمت مومن ایجاب می‌كند كه انسان در ملاقات با او، شئون خود و وی را رعایت كند و مقید باشد كه پاكیزه و خوش لباس باشد.(6)

از دلائلی كه امام رضا علیه السلام نزد مردم، لباس خوب می‌پوشیدند این بود كه اگر ظاهر انسان تمیز و پاكیزه باشد، دیگران از دیدن این فرد لذت می‌برند و تحت تاثیر وی قرار می‌گیرند. هم چنان كه از دیدن یك انسان كثیف و آلوده حالشان دگرگون می‌شود، ایشان لباس زیبا و پاكیزه می‌پوشیدند تا مردم با دیدن ایشان درس نظم و پاكیزگی را در كنار ساده زیستی بیاموزند و از طرفی نشان دهند كه مومن از مال حلال در حدّ شأنش می‌تواند از امكانات این دنیا استفاده كند. همچنین نقل شده: در محیط خانه امام رضا علیه‌‌السلام آثاری از زندگی اشرافی وجود نداشت از زیور و زینت استفاده نمی‌كردند، مگر این كه خود را به عود هندی خام بخور می‌دادند.

گوشه‌گیری از دنیا و ساده زیستی برجسته‌ترین صفات امام رضا علیه السلام بود. تمام راویان متفق القولند كه وقتی آن حضرت ولیعهد مامون شدند هیچ توجهی به جنبه قدرت و عظمت آن نداشتند. نقل شده زمانی كه امام رضا علیه السلام مجبور به پذیرفتن ولایت عهدی شدند، چون روز عید فرا رسید مامون برای خواندن نماز از امام علیه السلام دعوت به عمل آورده ایشان با ساده‌ترین پوشش و با لباسی كه مخصوص نماز عید بود حاضر شدند، این لباس عبارت بود از دو قطیفه روی لباس و عمامه سفیدی از كتان كه به سربسته بود  كه یك طرف آن را به سینه و طرف دیگرش را میان دو شانه انداخته بودند عصایی به دست داشتند، در حالی كه كفش برپا نداشتند چون همراهان ایشان این وضعیت را دیدند آنان هم چون امام راه افتادند.(7)

نمونه دیگری از اخلاق امام رضا علیه السلام این بود كه در دوران ولایت عهدی وتصدی بالاترین مقام در دولت اسلامی به هیچ یك از غلامانشان دستور نمی دادند كه كارهای ایشان راانجام دهند.

روایت شده كه وقتی ایشان به حمام نیاز داشتند از این كه به كسی دستور بدهند حمام را برای ایشان آماده كنند، تنفر داشتند و خود كارهای شخصی خویش را انجام می‌دادند. همچنین ایشان جهت همدردی با مردم به حمام عمومی شهر می‌رفتند و از نزدیك با مردم معاشرت داشتند.(8)

  

عبادت عبادت، فروتنی در مقابل خداوند است. انسان كامل به هر اندازه به خدا نزدیك‌تر باشد به همان اندازه خشوع و بندگی‌اش در مقابل خدا بیشتر می‌گردد، چنین كسانی هدفشان در عبادت فقط سپاس نعمت‌های خداوند و نظرشان به قرب پیشگاه ابدیت می‌باشد این بزرگترین امتیازات مردان الهی در ارتباط با خداست، محور اصلی زندگی آنها خدای تعالی و عشق به خداست، شدت توجه به خدا موجب شده بود كه آنها لحظه‌ای از حق غافل نشوند‌، به طوری كه اگر گاهی حالت غفلت در خواب یا بیداری به آنها دست می‌داد آن را برای خود گناه به حساب می‌آوردند.(9)

از دیگر ویژگی‌های آن حضرت این بود كه هر دعایی را كه شروع می‌كردند صلوات بر محمد و آل او می‌فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می‌فرستادند، شب‌ها موقعی كه می‌خواستند بخوابند قرآن تلاوت می‌كردند، موقعی كه به آیه‌ای می‌رسیدند كه در آن از بهشت و دوزخ سخن می‌گفتند گریه می‌كردند و می‌فرمودند: «پناه می‌برم به خدا از آتش دوزخ»، آن حضرت هر سه روز یك بار تمام قرآن را تلاوت می‌كردند.

به همین دلیل همواره آنان را می‌بینیم كه در وادی شكر الهی اظهار عجز می‌كنند و با این همه از خوف الهی لابه می‌كنند و این نشان دهنده تواضع و فروتنی آنها در مقابل ذات احدیت است.

پرهیزگاری و تقوای امام رضا علیه السلام طوری بود كه نه تنها مردم، بلكه دشمنان نیز به آن اعتراف می‌كردند، ایشان همه فكر و اندیشه‌شان، حفظ دین خدا و اجرای وظایف الهی بود و نجات خود و مردم را در تقوا، پرهیزگاری و عبادت كردن می‌دانستند. چیزهایی كه در دنیا وجود داشت، سبب نشد كه ایشان از وظیفه خود دور بیفتد، ایشان به دنیا علاقه نداشتند و نسبت به آن بی‌رغبت بودند، زهد و عبادتشان بی‌نظیر بود، همیشه سعی داشتند مردم را به تقوا و عبادت و پرستش خداوند دعوت نمایند (10) چنان كه به برادرشان زید فرمودند: «ای زید از خدا بترس، آن چه كه ما به آن رسیده‌ایم به وسیله همین تقواست هر كس كه تقوا داشته باشد و خدا را مراقب خود نداند از ما نیست و ما از او نیستیم.»(11)

منابع تاریخی، امام رضا علیه اسلام را پرهیزگاری می‌دانند كه مكرر به زیارت خانه خدا و انجام مناسك حج و عمره می‌رفتند، ایشان به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله علاقه فراوانی داشتند، بالای قبر پیامبر صلی الله علیه و آله می‌رفتند و خودشان را به قبر شریف می‌چسبانیدند، در كنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله شش یا هشت ركعت نماز می‌خواندند در ركوع یا سجده سبحان الله سه بار یا بیشتر می‌گفتند، زمانی كه نمازشان تمام می‌شد به سجده می‌رفتند آن قدر سجده را طولانی می‌كردند كه عرق ایشان روی ریگ‌های مسجد می‌ریخت، صورت مباركشان را روی زمین یا خاك مسجد می‌گذاشتند، دائماً در حال عبادت بودند و به عبادت عشق می‌ورزیدند و برای عبادت خداوند انواع رنج‌ها را تحمل می‌كردند.(12)

امام رضا علیه السلام همچون پدر و اجداد پاكشان همواره قبل از هر چیز بنده خالص خداوند بودند، و همه چیز را در بندگی خدا دنبال می‌كردند در پرتو همین بندگی بود كه به ارزش‌های والای انسانی و مقام‌های بلند معنوی دست یافتند. عبادت، راز و نیاز، مناجات و سجده‌های طولانی‌شان نشان می‌دهد كه ایشان دلداده خداست رابطه تنگاتنگ عاشقانه با ذات پاك خداوند داشتند. یكی از همراهان این بزرگوار در سفر خراسان می‌گوید: به روستایی رسیدیم، آن حضرت به نماز ایستادند، و سجده‌های طولانی به جای آوردند، او می‌گوید: شنیدم  امام در سجده می‌گفتند:

«خدایا اگر تو را اطاعت كنم حمد و سپاس مخصوص تو است و اگر نافرمانی كنم حجت و عذری برایم نخواهد بود، من و دیگران در احساس تو شریكی نداریم اگر نیكی به من رسد از جانب تو است. ای خدای بزرگوار! مردان و زنان با ایمان را در مشرق و مغرب در هر كجا هستند بیامرز.»(13)

با توجه به مضمون دعاهای ائمه می‌بینیم دعای امامان ابتدا برای دیگران به خصوص مومنان بود بعداً برای خودشان دعا می‌كردند این نشان‌دهنده آن است كه آنها چقدر به فكر دیگران بودند و در حق مردم مهربانی می‌كردند.

كسی را با تقواتر نسبت به خدای متعال مثل او ندیده بودم، ذكر خدا همیشه بر لبانشان جاری بود، همیشه خداترس و پارسا بود، موقعی كه وقت نماز می‌شد در سجده‌گاه خود می‌نشست و سبحان الله، لااله الا الله و ذكرهای دیگر می‌گفتند و بعد از نماز اطرافیان را نصیحت می‌كردند.

در مورد امام رضا علیه السلام باید گفت ایشان، اسوه كامل عبودیت بودند و در این راه به حدی رسیده بودند كه ایشان را عاشق عبادت می‌دانستند. آن حضرت بسیاری از روزها را روزه داشتند و بسیاری از شب‌ها بیدار بودند. به طوری كه در زمان ایشان و نه بعد از آن، كسی به این درجه نرسید حتی زاهدترین افراد.

نكته مهم دیگر این كه امام رضا علیه السلام بسیاری از اوقات شبانه روز به درس و بحث مشغول بودند، فقه و علوم محمدی را به شاگردانشان درس می‌دادند زیرا ایشان درس را نمونه‌ای از ذكر و عبادت می‌دانستند و زمانی كه از درس دادن فارغ می‌شدند به ذكر گفتن خدا می‌پرداختند.(14)

اباصلت می‌گوید: من در سرخس به خانه‌ای كه حضرت را تحت نظر گرفته بودند رفتم، از نگهبان اجازه گرفتم او گفت: حالا موقع رسیدن به حضور ایشان نیست. گفتم: چرا؟ گفت: امام (علیه السلام) در هر شبانه روز هزار ركعت نماز می‌خواند و از نماز، یك ساعت پیش از ظهر و نزدیك غروب فارغ می‌شوند و همه اوقاتشان در جای نماز نشسته و مشغول مناجات خدا می‌شود. اباصلت به نگهبان می‌گوید در همین موقع اجازه بگیر. اتفاقا اجازه گرفتند من در همان حال كه ایشان انتظار نماز را داشتند به حضورش شرفیاب شدم.(15)

اهمیت امام به نماز در سیره عملی ایشان كاملا مشهود است. نقل شده است روزی ایشان با بزرگان ادیان مختلف مناظره داشتند و سخنان زیادی بین امام (علیه السلام) و حاضران رد و بدل می‌شد، جمعیت زیادی در آن مجلس حاضر بودند. زمانی كه ظهر شد امام فرمودند: وقت نماز است. یكی از حاضران كه عمران نام داشت گفت: سرورم سخنانمان را قطع نكن كه دلم آزرده می‌شود شاید اگر سخنانتان را ادامه دهی مسلمان شوم . ایشان فرمودند نماز می‌خوانیم و برمی‌گردیم امام برخاستند و نماز خواندند. (16)

از دیگر ویژگی‌های آن حضرت این بود كه هر دعایی را كه شروع می‌كردند صلوات بر محمد و آل او می‌فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می‌فرستادند، شبها موقعی كه می‌خواستند بخوابند قرآن تلاوت می‌كردند، موقعی كه به آیه‌ای می‌رسیدند كه در آن از بهشت و دوزخ سخن می‌گفتند گریه می‌كردند و می‌فرمودند: «پناه می‌برم به خدا از آتش دوزخ»، آن حضرت هر سه روز یك بار تمام قرآن را تلاوت می‌كردند و می‌فرمودند:

«اگر خواسته باشم قرآن را در كمتر از سه روز تمام كنم می‌توانم ولی هیچ آیه را نخواندم مگر این كه در معنی آن آیه فكر كنم، و درباره این كه آن آیه در چه موضوع و در چه وقت نازل شده، از این رو هر سه روز قرآن را تلاوت می‌كنم.»(17)

ایشان هر دعایی كه می‌كردند خیلی زود به اجابت می‌رسید، نقل شده كه به مأمون خبر داده بودند كه امام رضا علیه السلام مجالس علمی مربوط به دین و مذهب تشكیل داده‌اند و این كار باعث شده مردم به مقام علمی ایشان پی ببرند. مامون فردی را مامور كرد كه نگذارد مردم در این مجالس شركت كنند، امام را نزد خود خواند و نسبت به ایشان بی‌احترامی و پرخاشگری كرد. ایشان از نزد مامون با ناراحتی بیرون آمدند و در حالی كه لب‌های خود را تكان می‌دادند و می‌گفتند: به خدا سوگند او را نفرین می‌كنم كه یاری خداوند از او برداشته شود. موقعی كه به خانه رسیدند دو ركعت نماز به جا آوردند. اباصلت می‌گوید: امام هنوز نمازشان را تمام نكرده بودند كه زلزله‌ای در شهر اتفاق افتاد، فریادهای زیادی شنیده می‌شد و گرد و غبار زیادی از زمین بلند شد. اباصلت اضافه كرد من از جایم حركت نكردم تا امام (علیه السلام) سلام نماز را گفتند. بعد از آن بالای پشت‌بام رفتم و بیرون را نگاه كردم و جز سرهای شكسته چیزی ندیدم بعد از مدتی مأمون و لشكرش در حالی كه سرشان شكسته بود را دیدم كه با كمال خفت و خواری از شهر بیرون شدند.(18)

از اباصلت هروی نقل شده است كه روزی امام در منزل خود نشسته بودند، فرستاده هارون الرشید وارد شد و به ایشان چنین گفت: خلیفه شما را به حضور می‌طلبد. امام رضا علیه السلام برخاستند و

فرمودند: ای اباصلت او مرا جز برای امر ناگواری احضار نكرده است ولی به خدا سوگند نخواهد توانست آنچه را ناپسند می‌دارم در حق من انجام دهد زیرا دعای جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله را همراه خود دارم كه موجب حفظ جان من خواهد شد. ایشان وارد قصر هارون الرشید می‌شوند چون نگاه حضرت به هارون افتاد همان دعا را خواندند و در مقابل او ایستادند. هارون الرشید به امام چنین گفت: ای ابوالحسن، دستور داده‌ایم یكصد هزار درهم به شما بپردازند تا شما نیازهای خانواده خود را برآورده كنید. چون علی ابن موسی علیه السلام از آن مجلس بیرون رفتند هارون چنین گفت: من خواهان چیز دیگری بودم و پروردگار چیز دیگری اراده كرد و آن چه خدا بخواهد همان شود.(19)

فردی به نام رجاء بن ابی ضحاك (20) در مورد عبادت و مناجات امام رضا علیه السلام چنین می‌گوید: مامون مرا نزد امام علیه السلام به مدینه فرستاد كه ایشان را از مدینه به خراسان نزد وی ببرد، مامون سفارش كرده بود كه مواظب امام باشد. مسیر راه بصره، اهواز، فارس، خراسان بود و خیلی سفارش شده بودند كه شبانه روز از ایشان جدا نشوند وی می‌گوید من همیشه كنار امام بودم و كسی را با تقواتر نسبت به خدای متعال مثل او ندیده بودم، ذكر خدا همیشه بر لبانشان جاری بود، همیشه خداترس و پارسا بود، موقعی كه وقت نماز می‌شد در سجده‌گاه خود می‌نشست و سبحان الله، لااله الا الله و ذكرهای دیگر می‌گفتند و بعد از نماز اطرافیان را نصیحت می‌كردند. (21) رجاء ابن ابی ضحاك اضافه می‌كند وقتی ایشان را نزد مامون بردم از من درباره احوالات امام پرسید من آنچه را دیده بودم برای او گفتم از رفتار و اعمال ایشان، رفتن و ماندن‌شان، همه آنچه كه اتفاق افتاده بود. مامون گفت: ای پسر ضحاك این مرد بهترین خلق خدا روی زمین است، از همه‌ی مردم دانشش و عبادتش بیشتر می‌باشد آنچه كه از ایشان دیدی نزد كس دیگر نگو تا بزرگواری او بر كسی آشكار نشود مگر از زبان خود من.(22)

  

سخاوت

از اصول اخلاقی كه در زندگی همه‌ی امامان فراوان دیده شده است جود و سخاوت است. سخاوت در مقابل بخل قرار دارد، یعنی انسان از امكانات مادی و معنوی كه در اختیارش وجود دارد فقط خودش استفاده نكند بلكه با بخشش به دیگران قسمتی از مشكلات آنها را حل كند و دیگران را از نعمت‌هایی كه خداوند به او داده، چه نعمت مادی و چه نعمت‌های معنوی مانند علم برخوردار كند.(23)

سخاوت از «سخاء» گرفته شده است و «سخا النار و یسخوها»، یعنی این كه اگر خاكستر آتش را از آتش پاك كنیم، بهتر می‌سوزد و روشنایی‌اش بیشتر می‌شود،‌ بنابراین تعریف سخاوت كه از همین ریشه است موجب روشنایی و گرم كردن كانون خانواده‌های بینوایان می‌شود.(24)

شاید بهترین تعریف درباره سخاوت بیان امام رضا علیه السلام باشد كه فرمودند:

«السخی یاكل من طعام الناس لیاكلوا من طعامه و البخیل لایاكل من طعام الناس لئلا یاكلوا من طعامه»؛  انسان سخاوتمند از غذای دیگران می‌خورد تا از غذای او بخورند، ولی انسان بخیل از غذای دیگران نمی‌خورد تا از غذای او نخورند.»(25)

 در بررسی سیره امام رضا علیه السلام ویژگی بذل و بخشش بسیار به چشم می‌خورد. ایشان بسیار صدقه پنهانی می‌دادند و اموال خویش را بین نیازمندان تقسیم می‌نمودند. روایت شده كه ایشان یك سال تمام ثروت خود را در روز عرفه بین نیازمندان تقسیم كردند. فردی به ایشان گفت: این گونه بخشش، ضرر است. حضرت فرمودند: این گونه بخشش ضرر و زیان نیست بلكه غنیمت است، هرگز چیزی را كه به وسیله آن طلب اجر و كرامت می‌كنید، غرامت و ضرر به شما نیاور.(26)

گزارش شده هر وقت سفره غذا را برای امام پهن می‌كردند كاسه‌ای نزدیك ایشان قرار می‌دادند، ایشان از هر نوع غذا مقداری را برمی‌داشتند و در آن كاسه می‌ریختند و دستور می‌دادند آن را بین فقرا تقسیم كنند. بعداً می‌فرمودند:

"فلا اقتحم العقبه(27)؛ باز هم به عقبه تكلیف تن در نداد ."

و می‌فرمودند: خداوند می‌داند كه همه مردم قدرت این را ندارند كه بنده آزاد كنند برای آنها راه دیگری قرار داده، و آن غذا دادن به فقرا است.(28)

شیوه امام علیه السلام در بخشش طوری بود كه حتی كسی كه مورد جود امام رضا علیه السلام قرار می‌گرفت، ذره‌ای احساس شرمندگی نكند. نقل شده كه ایشان در مجلسی با یاران خود مشغول صحبت كردن بودند، جمعیت زیادی در آن مجلس حضور داشتند كه ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و به حضرت سلام كرد و گفت: من مردی از دوستان پدران و نیاكان شما هستم. از حج برمی‌گشتم كه خرجی خود را گم كردم، ‌اگر شما به من كمك نمائید تا به وطنم برسم پولی كه شما به من می‌دهی، از طرفتان صدقه خواهم داد. حضرت فرمودند: بنشین. بعد از مدتی كه جمعیت پراكنده شدند و جز عده‌ی كمی باقی نماندند امام به اتاقشان می‌روند و بعد از مدت كمی بازگشتند و دستشان را از بالای در بیرون آوردند و پرسیدند آن مرد كجاست؟ مرد جواب داد من در حضور شما هستم. ایشان فرمودند: این دویست اشرفی را بگیر و خرج كن، لزومی ندارد كه از طرف من صدقه بدهی از نزد من خارج شو تا ترا نبینم و تو نیز مرا نبینی. بعد از رفتن آن مرد، فردی كه در آنجا حضور داشت به امام رضا علیه السلام عرض كرد: شما نسبت به این شخص احسان و بخشش نمودید. علت این كه فرمودید تا شما او را نبینید و او شما را نبیند چیست؟ ایشان فرمودند: از ترس این كه مبادا شرمندگی در صورت او ببینم آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله) شنیده‌اید كه فرمودند: حسنه مخفیانه با هزار حج برابر است.(29) این عمل امام (علیه السلام) ما را متوجه مطلبی می‌كند و آن این كه اگر انسان وقتی چیزی به بینوایی یا سائلی می‌دهد بخشش نیست بلكه شكر نعمتی است كه خداوند به او داده است. انسان تا موقعی كه حقوق واجبش را نپرداخته در خطر  بزرگی قرار دارد بخشش امام به خاطر دوستی كردن با دیگران نیست بلكه به خاطر شكر كردن نعمت‌های خداوند است كه به ایشان داده است.

همچنین نقل شده است شخصی به حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام گفت: به قدر جوانمردی خودتان به من عطا و بخشش كنید. ایشان فرمودند: این اندازه برای من مقدور نخواهد شد. او گفت: پس به اندازه مروت من عطا كن. حضرت فرمودند: این مقدار ممكن می‌شود پس از این جریان به غلام خودشان دستور دادند تا مبلغ 200 اشرفی به او بدهند.(30)

علاوه بر نیازمندان، سخاوت امام رضا علیه السلام شامل حال شاعران و دوستداران تواضع امام رضا چنان زیاد بود كه زمانی كه برای آن حضرت غذا می‌آوردند.

ایشان غلامان و خادمان و حتی دربان و نگهبان را بر سر سفره می‌نشاندند و با آنها غذا می‌خوردند. همچنین نقل شده زمانی كه آن حضرت تنها می‌شدند همه خادمان و غلامان خوشان را از كوچك و بزرگ جمع می‌كردند و با آنان سخن می‌گفتند و با آنها انس می‌گرفتند به طوری كه غلامان آن حضرت هیچ ترسی از ارباب و مولای خود نداشتند.(31)

تواضع امام به اندازه‌ای بود كه بعضی مواقع مردم ایشان را نمی‌شناختند و از افراد معمولی تمییز نمی‌دادند. نقل شده است كه روزی ایشان وارد حمامی می‌شوند مردی آن جا بود كه ایشان را نمی‌شناخت به امام می‌گوید بیا مرا مشت و مال بده. حضرت شروع به مالیدن دست و پای او كردند زمانی كه ایشان را شناخت عذر خواهی كرد ولی امام او را دلداری دادند.(32)

ادب و تواضع امام رضا علیه السلام نسبت به دیگران به اندازه‌ای بود كه اگر فردی بر امام وارد می‌شد ایشان به خاطر احترام گذاشتن به آن فرد از جایشان برمی‌خاستند و او را در مناسبت‌ترین مكان‌ها جا می‌دادند.(33)

در روزی كه ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این كه نماز ظهر را خواندند به فردی كه نزدیكشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده كاركنان و خدمتگزارانشان بودند) غذا خورده‌اند؟ آن فرد جواب داد: آقای من  در چنین وضعیتی كسی می‌تواند غذا بخورد؟ در این لحظه كه امام علیه السلام متوجه می‌شوند كسی غذا نخورده، می‌نشینند و دستور آوردن سفره‌ای را می‌دهند همه را سر سفره دعوت می‌كنند و آنها را یكی یكی مورد محبت قرار می‌دهند.

  

صبر و مقاومت

یكی از اصول مشترك در زندگانی امامان كه همواره در زندگی آنها مشاهده گردیده صبر و مقاومت است. این بزرگواران الگوی بزرگ صبر و قهرمان مقاومت بودند.

در بررسی زندگی امام رضا علیه السلام می‌بینیم كه ایشان نیز همچون دیگر امامان نمونه كامل این صفت اخلاقی بودند. شاید بتوان از موقعیت‌های دشواری كه ایشان با آن رو به رو شدند زمانی كه مأمون این بزرگوار را به خراسان دعوت كرد نام برد.

ایشان برای وداع خانه خدا به مكه رفتند لحظه جدایی آن حضرت از فرزندش ابی جعفر محمد بن علی جواد (علیه السلام) بود كه ایشان با دلی استوار و مطمئن به قضا و قدر الهی این مصیبت را تحمل كردند شكیبایی و بردباری آن حضرت در دوره خلافت مامون در برابر سیاست‌ها مرموز و پشت پرده او به ویژه جریان ولایتعهدی درجه صبر و تحمل آن حضرت را برای ما آشكار می‌كند.(34)

امام رضا علیه السلام در دوران زندگی‌شان و زندانی بودن پدر بزرگوارشان مكرر سعه صدر از خود نشان می‌دادند و مراقب اهل و عیال پدر ارجمندشان بودند. ایشان اهل حلم و شكیبایی بودند. در برابر افرادی كه با ایشان ستیزه و نزاع داشتند حلم و صبر می‌ورزیدند. در برابر دهن كجی‌های دیگران سعی می‌كردند سكوت كنند. افرادی بودند كه نسبت به ایشان بی‌احترامی می‌كردند. اما این بزرگوار در برابر آنها خاموشی را انتخاب می‌كردند.(35)

  

اخلاق اجتماعی امام رضا علیه السلام:

بهترین تعریف درباره سخاوت، بیان امام رضا علیه السلام است كه فرمودند:"انسان سخاوتمند از غذای دیگران می‌خورد تا از غذای او بخورند، ولی انسان بخیل از غذای دیگران نمی‌خورد تا از غذای او نخورند."

  

رفتار امام رضا علیه السلام با خانواده

سراسر مدت سی و پنج سال امامت امام موسی كاظم علیه السلام با حوادث و فراز و نشیب‌های سیاسی آمیخته بود. بیشتر زندگانی ایشان در زندان‌های هارون الرشید سپری شد. امام رضا علیه السلام در تمامی مدتی كه امام كاظم علیه السلام زندانی بودند دستیار و پشتوانه استوار پدر در حوادث سیاسی فرهنگی بودند. شریك غم‌ها و رنج‌های پدرشان بودند هرگز در برابر قدرت‌طلبان هوس باز، خودشان را تسلیم نكردند. ایشان  راه پدر را ادامه دادند و مردم را به شدت از یاری رساندن و كمك به خلفای طاغوتی دور می‌كردند. چون امام كاظم علیه السلام بیشتر عمر شریف‌شان در زندان‌ها سپری شد، امام رضا علیه‌السلام به عنوان فرزند ارشد مسئول نگهداری خانواده ایشان بودند، ایشان در این مدت طوری از خانواده‌شان مراقبت كردند، كه اجازه ندادند كسی به آنها بی‌احترامی كند، نهایت احترام را به آنها می‌گذاشتند و خطرات دشمنان را از آنان دور می‌كردند.

علاقه حضرت به خانواده‌شان در محبتی كه به امام جواد علیه السلام داشتند نیز قابل ملاحظه است. قبل از تولد امام جواد علیه السلام فردی به امام رضا علیه السلام می‌گوید شما كودكان را دوست دارید پس از خداوند بخواهید كه پسری به شما عطا كند. حضرت فرمودند: خداوند پسری به من خواهد داد كه  وارث من می‌شود هنگامی كه اباجعفر علیه السلام متولد شدند، حضرت در طول شب گهواره ایشان را حركت می‌دادند و با او بازی می‌كردند. امام فرزندشان را آن قدر دوست می‌داشتند كه شب را نمی‌خوابیدند و گهواره امام جواد علیه السلام را حركت می‌دادند. به ایشان عرض شد آیا مردم با پسرانشان چنین رفتار می‌كنند؟ حضرت فرمودند: این پسر مانند عامه مردم نیست به دنیا آمدن و رشد نمودن او مانند ولادت پدران پاكش است.(36)

رفتار امام با فرزندشان امام جواد علیه السلام آن قدر محبت آمیز و توام با احترام بود كه ایشان را به نام صدا نمی‌زدند بلكه بیشتر با كنیه مورد خطاب قرارش می‌دادند. به عنوان مثال می‌فرمودند: «ابوجعفر برای من نوشته است و من برای ابوجعفر نوشتم.»(37) به این ترتیب می‌خواست ایشان را احترام و تمجید كنند.

نمونه دیگر علاقه و وابستگی امام رضا علیه السلام، محبتی بود كه به حضرت معصومه علیه السلام  داشتند.

  

رفتار امام رضا علیه السلام با مردم

امامان با مردم نشست و برخاست داشتند و در تعاملات اجتماعی به نیكوترین صورت با آنان برخورد می‌نمودند. این سیره چنان نیكو بود كه با الگو قرار دادن آنان ما می‌توانیم روش صحیح برخورد اسلامی با افراد گوناگون را بیاموزیم.

با بررسی آِیات در می‌یابیم برخورد با انسان‌های مختلف باید هماهنگ و متناسب با روحیه آنها باشد خداوند عزوجل در قرآن فرموده است:

"محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الكفار رحماء بینهم"(38)؛ محمد فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سخت و شدید و در میان خود مهربانند.

در آیه دیگری چنین فرموده:

"یا ایها النبی جاهد الكفار و المنافقین و اغلظ علیهم"(39)؛ ای پیامبر با كافران و مجاهدان جهاد كن و بر آنها سخت بگیر.

از این آیات چنین نتیجه‌گیری می‌شود كه برخورد قرآن و اسلام با انسان‌های مختلف فرق می‌كند. در بعضی جاها دستور به برخورد نیك و پر محبت می‌دهد، «با مردم سخن نیك بگویید»(40)  و در جای دیگر دستور به برخورد میانه می‌دهد: «محمد فرستاده خداست و كسانی كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.»(41)

امام رضا علیه السلام به عنوان اسوه كانون مهر و عاطفه نسبت به بندگان خدا بود. در زیارت آمده است: السلام علی الامام الرئوف؛ (سلام بر امام و پیشوای با رافت و مهربان) این لقبی است كه از طرف خداوند به ایشان داده شده است. ایشان بیشترین محبت و مهربانی را نسبت به مردم و اهل خانه و خدمت گزارانشان داشتند. در روزی كه ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این كه نماز ظهر را خواندند به فردی كه نزدیكشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده كاركنان و خدمتگزارانشان بودند) غذا خورده‌اند؟ آن فرد جواب داد: آقای من  در چنین وضعیتی كسی می‌تواند غذا بخورد؟ در این لحظه كه امام علیه السلام متوجه می‌شوند كسی غذا نخورده، می‌نشینند و دستور آوردن سفره‌ای را می‌دهند همه را سر سفره دعوت می‌كنند و آنها را یكی یكی مورد محبت قرار می‌دهند.(42)

ایشان در جایی كه مربوط به شخص خودشان بود بزرگ‌ترین گذشت‌ها، عالی‌ترین ایثارها و بیشترین محبت را نسبت به دیگران داشتند. رفتار عملی امام رضا علیه السلام نشانه انسانی كامل و نمونه است كه هیچ علاقه‌ای به دنیا و ظواهر آن ندارد.

اگر فردی حتی كوچك‌ترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام می‌داد، ایشان نهایت تشكر و قدردانی را به جا می‌آوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران می‌نمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی می‌كردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی می‌كردند مشكل آنان را حل كنند. زیاد بودند افرادی كه در سایه یاری رسانی‌های امام علیه السلام به خیری دست یافتند.


پی نوشت ها‌

:1- از اصحاب رضا علیه السلام بود.

2- محمدباقر مجلسی، المكتبة الاسلامیه، تهران، 1371، ص 90 -91، علی بن عیسی، الاربلی، كشف الغمه، ج 3، ص 156 – 157.

3- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السلام، علی اكبر غفاری، ج 1، ص 628.

4- از یاران و معاصران امام رضا علیه السلام بود.

5 - علی بن عیسی الاربلی، كشف الغمه، ج 3، ص 157.

6 -ر.ك باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگی علی بن موسی الرضا، سیدمحمد صالحی، تهران، دارالكتب اسلامیه، 1382، ص 59-60.

7 - ر.ك محمدبن محمد، مفید ارشاد، هاشم رسولی محلاتی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1378، ج 2، ص 372 – 373. 

8- ر.ك باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگی امام رضا علیه السلام ، ج 1، ص 57.

9 - ر.ك سیدهاشم ، رسولی محلاتی، مجموعه آثار نخستین كنگره جهانی حضرت رضا، ناشر كنگره امام رضا، ص 425- 426.

10 - ابن بابویه، صدوق عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 435.

11- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 573.

12 - همان، ج 2، ص 421.

13 - محمدباقر مجلسی، بحارالنوار، ج 49، ص 92-93 .

14-  ر.ك. حسین عمادزاده، مجموعه زندگانی چهارده معصوم ، ص 1064.

15- ر.ك. ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 431-432.

16 - ر. ك . محمدتقی، مدرسی، امامان و جنبش‌های مكتبی، حمیدرضا آژیر، چاپ اول 1367، مشهد، آستان قدس رضوی، ص 281.

17- ر.ك . ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 420 .

18- ر. ك. ابن بابویه، صدوق، عیون اخبار الرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 402.

19 - ر.ك. محمدتقی، مدرس، امامان و جنبش‌های مكتبی، ص 248.

20 - گماشته ودایی مامون .

21- ر.ك. ابن بابویه صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 421 .

22-ر.ك. ابن بابویه صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج2، ص 421.

23- ر.ك. محمد محمدی اشتهاردی، اصول اخلاقی امامان، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ص 53.

24- ر.ك. همان، ص 54.

25- ر.ك. محمدباقر مجلسی، بحارالنوار، ج 49، ص 102.

26- ر.ك. محمد امین، سیره معصومان، حجتی كرمانی، سروش، 1374، ص150.

27- سوره بلد، آیه 11.

28- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص97، حسین عمادزاده، چهارده معصوم، ص 1065

29- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص101 -100.

30- ر.ك. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، ج 49، ص100.

31 - محمد امین، سیره معصومان، علی حجتی كرمانی، ص 149.

32- محمدباقر، مجلسی، بحارالانوار، ج 49 ، ص 99، محمدجواد، فضل الله، تحلیل از زندگی امام رضا علیه‌السلام، ص 43.

33 - محمدجواد فضل الله، تحلیلی از زندگانی اما م رضا علیه السلام، ص 45.

34 - ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 526.

35 - عمادالدین حسین، اصفهانی مشهور به عمادزاده، مجموعه زندگانی 14 معصوم، ص 1064.

36- محمدباقر، بهبهانی، جواد الائمه، ترجمه ابراهیم سلطانی نسب صیام، اول ذیقعده، 1381، ص 17.

37- باقر شریف، قرشی، پژوهشی دقیق در زندگانی امام رضا علیه السلام، 1382، ج1، ص 51، ابن بابویه، عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 596.

38- سوره فتح، آیه 29.

39-  سوره توبه، آیه 73.

40- سوره بقره، آیه 83.

41- سوره فتح، آیه 29.

42- ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اكبر غفاری، ج 2، ص 498.

منبع :گزیده‌ای از پایان‌نامه خانم طاهره بهره‌مند.

عنوان پایان‌ نامه: سیره اخلاقی و سیاسی امام رضا علیه السلام.


لینك مقالات مرتبط :

-  پندها و رهنمودهای امام رضا علیه السلام 

پای درس امام رضا علیه السلام 

- امام رضا علیه السلام و تربیت فرزند 

- برخورد صریح امام رضا علیه السلام با سوءاستفاده از موقعیت خانوادگی 

- امام رضا علیه السلام و قرآن 

- نیایش های حضرت رضا علیه السلام 

- پیشینه تاریخی حرم مطهر امام رضا علیه السلام

+ نوشته شده توسط مرتضی در شنبه هجدهم آبان 1387 و ساعت 19:11 | نظر بدهید

 



تاريخ : شنبه هجدهم آبان 1387 | 19:21 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

 

 

از کلمات امام علی علیه السلام در نهج البلاغه، حکمت 295 است: «اصدقاؤک ثلاثة، و اعداوک ثلاثة؛ دوستان تو سه کس اند و دشمنان تو نیز سه کس،  «فاصدقاؤک: صدیقک و صدیق صدیقک و عدو عدوک؛ دوستان تو عبارتند از: دوست خودت و دوست دوستت و دشمن دشمنت»،«و اعداؤک: عدوک و عدو صدیقک و صدیق عدوک؛ و دشمنان تو عبارتند از: دشمن خودت و دشمن دوستت و دوست دشمنت».

 مقصود این است که یکی از انواع دوستان، دشمن دشمن است. علت اینکه دشمن دشمن به منزله دوست خوانده شده این است که دشمن را ضعیف می کند و دست وی را می بندد و از این راه به انسان کمک می کند. این خود یک حساب و قاعده ای است که دشمن دشمن مانند دوست است، آدمی را تقویت می کند. این قاعده که در افراد جاری است، در حالات و قوای معنوی انسان هم جاری است. قوای معنوی انسان در یکدیگر تأثیر می کنند، و احیانا تأثیر مخالف می نمایند و اثر یکدیگر را خنثی می کنند.

یکی از حالات و قوائی که در عقل انسان یعنی در عقل عملی انسان یعنی در طرز تفکر عملی انسان که مفهوم خوب و بد و خیر و شر و درست و نادرست و لازم و غیر لازم و وظیفه و تکلیف و اینکه الان چه می بایست بکنم و چه نمی بایست بکنم و این گونه معانی و مفاهیم را بسازد تأثیر دارد، طغیان هوا و هوسها و مطامع و احساسات لجاج آمیز و تعصب آمیز و امثال اینها است ، زیرا منطقه و حوزه عقلی عملی انسان به دلیل اینکه مربوط به عمل انسان است همان حوزه و منطقه احساسات و تمایلات و شهوات است. این امور اگر از حد اعتدال خارج شوند و انسان محکوم اینها باشد نه حاکم بر اینها، در برابر فرمان عقل فرمان می دهند، در برابر ندای عقل و وجدان فریاد و غوغا می کنند، برای ندای عقل حکم پارازیت را پیدا می کنند، دیگر آدمی ندای عقل خویش را نمی شنود، در برابر چراغ عقل گرد و غبار و دود و مه ایجاد می کنند، دیگر چراغ عقل نمی تواند پرتو افکنی کند. پس اینگونه هواها و هوسها اگر در وجود انسان باشند، تأثیر عقل را ضعیف می کنند، اثر عقل را خنثی می کنند، و به تعبیر دیگر این هوا و هوسها با عقل آدمی دشمنی می ورزند.

در حدیث است که
امام صادق علیه السلام فرمود: «الهوی عدو العقل، هوا و هوس دشمن عقل است» (مصباح الشریعة، باب 38، ص 223). علی علیه السلام درباره عجب و خودپسندی در نهج البلاغه، حکمت 212 و 219 فرمود: «عجب المرء بنفسه احد حساد عقله، خودپسندی انسان یکی از اموری است که با عقل وی حسادت و دشمنی می ورزد. درباره طمع فرمود: «أکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع، بیشتر زمین خوردنهای عقل آنجا است که برق طمع، جستن می کند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: «اعدی عدوک نفسک التی بینجنبیک، یعنی بالاترین دشمنان تو همان نفس اماره و احساسات سرکش تو است که از همه به تو نزدیکتر است و در میان دو پهلویت قرار گرفته است» (بحارالانوار، ج 70، ص 64). علت اینکه این دشمن بالاترین دشمنان است واضح است، زیرا دشمن عقل است که بهترین دوست انسان است. هم رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: «صدیق کل امرء عقله، یعنی دوست واقعی هرکس عقل او است (بحارالانوار، ج 1, ص 87، از امام رضا علیه السلام). از هر دشمنی با نیروی عقل می توان دفاع کرد. اگر دشمنی پیدا شود که بتواند عقل را بدزدد پس او از همه خطرناکتر است. پس توجه به این مطلب لازم است که حالات و قوای معنوی انسان به حکم تضاد و تزاحمی که میان بعضی با بعضی دیگر است در یکدیگر تأثیر مخالف می کنند و تقریبا اثر یکدیگر را خنثی می کنند و به عبارت دیگر با یکدیگر دشمنی و حسادت می ورزند. از آن جمله است دشمنی هوا و هوس با عقل.

از همین جا معنای تأثیر تقوا در تقویت عقل و ازدیاد بصیرت و روشن بینی می شود. تقوا نه سوهان است و نه سنباده و نه روغن چراغ. تقوا دشمن دشمن عقل است، از نوع سوم دوستانی است که علی علیه السلام فرمود: وعدو عدوک. ملکه تقوا که آمد دشمن عقل را که هوا و هوس است رام و مهار می کند، دیگر نمی گذارد اثر عقل را خنثی کند، گرد و غبار برایش به وجود آورد، پارازیت ایجاد کند. پس معلوم شد که تقوا واقعاً در طرز تفکر و طرز قضاوت انسان تأثیر دارد ولی نوع تأثیرش اینست که جلو تأثیر دشمن را می گیرد و از این راه دست عقل را باز می کند و به وی آزادی می دهد، (عتق من کل ملکه،  آزادی از هر خوی و عادت واهی است. خطبه 230 نهج البلاغه).

 

 



تاريخ : سه شنبه چهاردهم آبان 1387 | 22:6 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
تاريخ : سه شنبه چهاردهم آبان 1387 | 18:23 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

برگزاری همایش اعضای محترم  با هدف نشست های علمی و تبادل تجربه

 

برگزاری دوره های ضمن خدمت  مهارتی برای اعضاء

 

( لازم به توضیح است  برادران و خواهرانی که به عضویت  کانون در آمده باشند

 در همایش شرکت خواهند نمود  )



تاريخ : جمعه دهم آبان 1387 | 23:33 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
 

             

الگوهاي رفتاري والدين با فرزاندن

مرتضي سعيدي – مربی امور تربیتی و كارشناس مشاوره


محيط يادگيري در دوران اوليه كودكي در چهارچوب خانواده، عامل بسيار مهمي در موفقيت و رشد طبيعي و پيشرفت اوست. برخي از محققان معتقدند كه 80 درصد هوش بالقوه تا سن 8 سالگي رشد مي‌كند و حافظه كودك در حدود 9 سالگي بسيار قوي است و بهترين و مفيدترين فرصت براي تمرين و تكرار مطالب و آموزه‌هاي تربيتي بهتري و مفيدترين فرصت براي آموزش آن‌هاست.
پدر و مادر در كانون خانواده اولين الگوهاي يادگيري رفتارها و آموزه‌هاي فرزندان هستند. آنان مانند خورشيدي هستند كه اشعه گرم و حياتبخش خود را به اطراف مي‌تابانند و مي‌توانند سر چشمه مسرت و شادكامي فرزاندن و موفقيت آن‌ها باشند.
ميزان مشاركت و دخالت والدين در فرآيندهاي آموزشي و پرورشي فرزندان امروزه مورد تأكيد قرار گرفته و جنبه‌هاي رفتار والدين نسبت به فرزندان در شكل‌‌گيري شخصيت وجودي آنان بسيار حائز اهميت است. يكي از محققين به نام «دايانا بومرنيد» طبقه‌بندي جالبي در خصوص رفتار والدين نسبت به فرزندان دارد.
به اعتقاد او دو جنبه از رفتار والدين نسبت به فرزندان حائز اهميت است، يكي پاسخ‌دهي والدين و ديگري توقع والدين. منظور از پاسخ‌دهي والدين عبارت است از اين كه آن‌ها تا چه حد به نيازهاي فرزند به شيوه‌اي حمايتي و پذيرنده واكنش نشان مي‌دهند و تقاضا خواهي يا توقع والدين عبارت است از اين كه تا چه حد والدين خواهان رفتار مسؤولانه از سوي فرزند خود هستند. والدين از لحاظ اين دو بعد تفاوت زيادي با يكديگر دارند. برخي از پدران و مادران گرم و جذاب و برخي ديگر بي‌اعتنا و طرد كننده هستند.
برخي از والدين توقعات و انتظارات زيادي از فرزندان خود دارند و برخي ديگر بسيار آسان‌گير هستند. اين دو بعد مستقل از يكديگرند، يعني احتمال دارد كه پدر يا مادري بسيار تقاضامند باشند ولي اصلاً به فرزندان خود واكنش نشان ندهند و بر عكس.
بسياري از مطالعات و تحقيقات نشان داده كه اين طبقه‌بندي چهارگانه در فهم تأثير رفتار والدين بر فرزندان بسيار مهم است.
به پدر و مادري كه بسيار پاسخگو بوده ولي هيچ تقاضايي ندارند بسيار آسان‌گير مي‌گويند در حالي كه به پدر يا مادري كه هم بسيار پاسخگو هستند و هم بسيار تقاضامند مقتدر مي‌گويند.
به والديني كه تقاضاهاي زيادي دارند اما پاسخگو نيستند اقتدارگر يا خودكامه مي‌گويند و پدر يا مادري را كه نه تقاضايي دارند و نه پاسخ‌گو هستند بي‌تفاوت مي‌نامند.
والدين مقتدر، گرم ولي قاطع هستند، آنان براي رفتار فرزندان خود استانداردهايي تعيين مي‌كنند ولي انتظارات خود را با نيازها و توانايي‌‌هاي فرزندان متناسب مي‌كنند. اينان ارزش زيادي براي استقلال و خود راهبري فرزندان خود قايلند ولي معتقدند كه فرزند بايد مسؤوليت رفتار خود را پذيرا باشد، اين نوع والدين با فرزندان خود به گونه‌اي عقلاني برخورد مي‌كنند و با آن‌ها در خصوص موضوعات مختلف زندگي و اجتماعي وارد گفت‌وگو، بحث و تبيين مي‌شوند. والدين خود كامه و اقتدار طلب براي فرمانبرداري و همنوايي ارزش زيادي قايلند. آنان بيشتر معتقد به اقدامات تشبيهي، آمرانه و مطلق‌گرا هستند و به محدود كردن استقلال فرزندان اهميت زيادي مي‌دهند.
والدين بسيار آسان‌گير، در زمينه انضباط بسيار منفعلانه عمل مي‌كنند، اينان تقاضاي چنداني ارز فرزندان ندارند و در مقابل آزادي بسياري به آنان مي‌دهند تا هر طور كه مي‌خواهند عمل كنند، اينان معتقدند كه كنترل و نظارت نوعي تجاوز به آزادي فرزندان است كه به رشد او صدمه مي‌زند. اين دسته از پدران و مادران به جاي اين كه فعالانه در شكل‌گيري رفتار فرزندان مؤثر باشند، خود را به عنوان منابعي در اختيار فرزندان و براي استفاده آن‌ها مي‌بينند.
خانواده و والدين بي‌تفاوت، هر كاري مي‌كنند تا زمان و انرژي لازم براي تعامل با فرزندان خود را به حداقل برسانند، نوعي لاابالي‌گري و غفلت در كار آنان هست. آنان اطلاعات بسيار اندكي در مورد فعاليت‌ها و تعاملات فرزندان خود دارند، علاقه بسيار كمي نسبت به تجربه و پيشرفت‌هاي اخلاقي و آموزشي فرزندان از خود نشان مي‌دهند و در تصميم‌گيري‌ها به ندرت به افكار فرزندان خود توجه مي‌كنند، اين نوع والدين حيات خانوادگي را بر اساس نيازها و علايق خود مي‌سازند.
طبقه‌بندي فوق مي‌تواند به بررسي روابط بين سبك رفتار والدين و رشد رواني – اجتماعي كودكان و نوجوانان و جوانان، كمك مهمي نمايد. به طور كلي فرزندان كه در خانواده‌هاي مقتدر بزرگ شده و رشد مي‌كنند در مقايسه با آن‌هايي كه در خانواده‌هاي نوع ديگر پرورش مي‌يابند از لحاظ رواني – اجتماعي شايستگي‌هاي بيشتري مي‌يابند، فرزندان پرورش يافته در خانواده‌هاي مقتدر احساس مسؤوليت بيشتري نموده، اتكا به نفس، انطباق‌پذيري، كنجكاوي و خلاقيت بيشتري داشته، داراي مهارت اجتماعي بيشتري بوده و در امور مختلف زندگي موفق‌تر هستند.
فرزندان پرورش يافته چه دختر و چه پسر در خانواده‌هاي بسيار آسان‌گير، احساس مسؤوليت بسيار اندك داشته و اعتماد به نفس پاييني دارند احساس حقارت بيشتري نموده، بيشتر با حلقه دوستان خود همنوايي دارند و كمتر قادرند تا در موقعيت‌هاي مختلف نقش هدايت و رهبري را به عهده بگيرند. نوجوانان و جواناني كه در خانواده‌هاي بي‌تفاوت رشد كرده‌اند اغلب زود تحريم مي‌شوند و بيشتر احتمال دارد در رفتارهاي بزهكارانه وارد شوند و اينگونه افراد خيلي زود و به راحتي گرفتار دوستان ناباب، ناهنجاري‌هاي رفتاري، مصرف مواد مخدر و نظاير آن كه امروزه به راحتي در دسترس آنان است، مي‌شوند. لذا مطالعات فراواني در زمينه‌هاي روانشناسي و جامعه شناسي و علوم تربيتي وجود دارد كه بيانگر اين مسأله مهم است كه نحوه برخورد والدين با فرزندان و ميزان مشاركت جدي آنان در امر تربيتي، اخلاقي و آموزشي تأثير قابل توجهي داشته و موفقيت فرزندان را در مراحل مختلف زندگي به دنبال خواهد داشت.
در پايان يادآور مي‌شويم كه پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمود: «من به تمام شما مسلمانان توصيه مي‌كنم كه نسبت به جوانان با نيكي و نيكوكاري رفتار كنيد و شخصيت آنان را گرامي و محترم بداريد.»

منابع:
جامعه شناسي آموزش و پرورش، دكمتر محمود شارع‌پور
دنياي نوجوانان، محمدرضا شرفي
خانواده و فرزندان، اساتيد آموزش خانواده

 



تاريخ : جمعه دهم آبان 1387 | 20:37 | نویسنده : مرتضی سعیدی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.